«ظهور» زن یا «حضور» زن
گفتگویی با استاد واجدی در خصوص پرونده
هميشه گفته ام براي وارد شدن در هر بحثي ابتدا بايد يك تعريف صحيحي از انسان داشته باشيم. لذا براي ورود در اين بحث مهم يعني سالم سازی روابط زن و مرد در جامعه، باز بي نياز از تعريف درستي از انسان نيستيم. انسان برخلاف ساير موجودات ميتواند با كمترين حركت، بيشترين تاثير را بگذارد يا بگيرد. اينجاست كه اسلام به خانمها ميفرمايد صداهايتان را باخشوع همراه نكنيد چرا كه در قلب افراد ضعيف وسوسه ايجاد ميكند . (آيه 32 سوره احزاب) اگر من بدانم كه اينهمه تاثير پذير يا تاثير گذارم خواهم فهميد سوز اسلام در رابطه با خطرهاي اختلاط بين زن و مرد چيست.
در سورهی مباركه شمس خداوند به 11 چيز سوگند خورده است که. « هر کس نفس خودش را پاک کرد رستگار شد» (آيه 9 سوره شمس ). پس یکی از مهمترین وظایفی که انسان در قبال خودش دارد، پاک کردن نفس است. و بي شك براي پاكي نفس، باید جامعهاي پاك و سالم داشته باشیم. یکی از آن چیزهایی که نفس را در خطر آلودگي قرار ميدهد و در روایات هم به آن تاكيد شده است، اختلاطی است که گاهي بين زن و مرد بوجود مي آيد. وقتی خداوند به چیزی هشدار میدهد، معلوم میشود پشتش خطری هست. یکی از آن چیزهایی که آلودگی میآورد و در روایات هم خیلی آمده؛ این اختلاطی است که زن و مرد دارند. چه بخواهند، چه نخواهند. علامه شهید مطهری میفرماید که طبع انسان دزد است، ممكن است چيزي را بدزدد كه خودش هم از آن غافل باشد. واقعیت این است که جنس زن ميتواند در روحيات و خلقيات مرد تاثير داشته باشد و نگاه ميتواند تيري از تيرهاي شيطان شود، لذا هرجا كه اين رابطه به مرد لطمه بزند و كارايي مرد را با وسوسه تضعيف نمايد غير ضروري است و طبيعي است خود زن هم از اين حضور نفعي نخواهد برد. این برای بچه مذهبی یا غیر مذهبی فرقی نمیکند.
برای همین علما و بزرگان تا آنجایی که میتوانستند خودشان را از این اجتماعات دور نگه میداشتند. هر کس با خودش بیشتر آشنا باشد، بیشتر پرهیز میکند؛ حالا که علاقهی به جنس زن در همه هست و خداوند لطف کرده و این علاقه را در ما قرار داده است. این علاقه باید کنترل شود و به خاطر همین علاقه و کشش است که، خطر اختلاطها بیشتر است.
حالا واقعیت اين است كه نيمي از افرادجامعه را زنان تشكيل ميدهند و زن در پيشرفتهاي انساني و رشد و تعالي و براي رسيدن به حيات طيب با مرد هيچ تفاوتي ندارد. (آيه 97 سوره نحل) بنابراين بايد از همهي حقوقي كه مردان از آن بهره میبرند، بهرهمند شوند. اين امر موجب ميشود تا حضور زنان در جامعه امر طبيعي یا حتي لازم گردد.
به عنوان مثال در مراكز پزشكي و معاينات زنانه، يا در مراكز آموزشي، مراكز قانوني، بازجوييها، مراكز فروش و همه خدمات و فعالیتهایی كه مربوط به جنس زن ميباشد، بايد زنان حضوري فعال داشته باشند که همه و همه ميتواند زن با حضور خود به اختلاطها پايان دهد.
چنانچه حضور زن در جامعه با انگيزه رشد و تعالي نباشد و يا براي برطرف كردن نيازهاي مربوط به امور زنان نباشد و يا به قصد برطرف كردن اختلاط زنان و مردان جامعه نباشد بي شك مشكلاتي را به همراه خواهد داشت در يك كلام زن باید در جايي نقش داشته باشد كه بدون آن اين كا ر از دست مرد ساخته نيست. نكته ديگر اينكه اگر حضور زن به قصد سالم سازي جامعه و با انگيزه سلامت اختلاط بين زن و مرد نباشد، زن هيچ انگيزه يا توجهي براي حفظ ظاهر نخواهد داشت و باحضوري نه به قصد خدمت به اجتماع كه برای رسیدن به خواستههای شخصیاش، آسيبهاي فراواني به پیرامون خود، وارد خواهد كرد. باتوجه به فرمايش حضرت امام (ره ) كه از دامن مرد زن به معراج ميرود و يا آن فرموده كه « زن مرد را مي ساز و مرد تاريخ را» ميتوان فهميد كه زنها ميتوانند در جامعه آنقدر «ظهور» پيدا كنند كه به «حضور» نياز ندارند كه از بارزترين آنها تربيت فرزنداني است كه ميتوانند با حضورشان در جامعه مسير تاريخ را هدايت نمايند.
اگر انسان با خود آشنا باشد و خودشناسي را بعنوان انفع المعارف بداند متوجه خواهد شد كه حركت بر مسير فطرت و طبيعتِ سالم، نه تنها هيچ مشكلي را براي خود و جامعه ايجاد نخواهد كردكه موجبات آرامش خود و جامعه را فراهم نمود. اگر کسی در خودش میبیند که حرف یک خانم را، راحتتر قبول میکند، تا همان حرف را یک آقا بگوید. یا اگر کسی میگوید در یک جمع مختلط، احساس آرامش بیشتری میکنم. همهی اینها نشانه دخالت نفس در کار است. این نشان میدهد برای حضور در اجتماعات و ارتباط با جنس مخالف، خودِ طرف ملاک است، چون هر کسی خودش را میشناسد. آدم احساس میکند در یک جلسه خطر اینکه نفساش آلوده شود وجود دارد یا نه. و اين اتفاق نخواهد افتاد مگر اينكه انسان يك شناخت كافي از خود و جايگاه خود در هستي داشته باشد.
اگر ریشهای بخواهیم به مسئله روابط بپردازیم، باید به این نکته توجه کنیم که مسئولين محترم جامعه بايد جايگاه زن را در جامعه به گونهاي مديريت كنند كه زنان جامعه براي انجام كار به گونه اي تشويق نشوند كه در جايي حضور يابند كه نه با روحيه آنها سازگاري دارد و نه باجسم آنها تناسبي دارد و نه نقشي در سالم كردن محيط اجتماعي دارند و نه باري از دوش جامعه بر میدارند كه در توان مرد نيست. بلكه تشويق كنند تا با حضورشان در كم كردن گناه و رسيدن خود به حقوق انساني و بخصوص رشد و كمالشان موثر باشد يا حداقل زمينههاي تشويق براي حضور آنان در مكانهاي غير ضروري را ايجاد نكنند.
سوال: حضور زنان در ادارات، كارخانجات، شركتها و... آن هم با ظاهري غير شرعي و بخصوص در مكانهايي كه روزانه بايد پاسخ صدها تلفن محرم و نامحرم داده شود آنهم با توجه به هشدار قرآن در مورد تاثير شنيدن صداي زن نا محرم در قلب مرد، چه منافعي در سالم سازي جامعه و كم كردن گناه و اختلاط بين زن و مرد و رشد و تعالي زن دارد؟
مهدی جعفری

نشریه فرهنگی بیرق - هیئت فرهنگی عشاق الحسن (ع) ، کاشان - برای دریافت کل نشریه می توانید به بخش پیوند ها مراجعه نمائید .