جلد

پینگ پونگی/ امیر بیشه ای
کوچیکیه ام که همه دنیام محلمون بود وقتی
میرفتم هیئت، عاشق اون دستگاه ریلی بودم که وسط خوندن مداح اکوش قطع میشد.
یه سیستم ساده با اکوی خیلی درهم. اصلا مردم کار نداشتند اکو چی هست. با
همون صدا، روضه و سینه زنی خودشون رو میخوندند و گریه شون رو می کردن. نه
از پاور و میکسر خبری بود و نه از بهرینگر و دایناکورد! از اون زمان خیلی
دور نشدیم ولی...
مدتی شده بین هیأتیها خصوصاً جوان هایی که شور بیشتری دارند یه افکت صوتی
راه افتاده که اصطلاحا بهش میگن «پینگ پونگی!» خداییش اکوی جالبیه ولی
متأسفانه، بعضی مداحها که با همین صداگذاری به نون و نوایی رسیدن، شیرینیش
رو از بین بردند.

پیمانی میان ما سه تن
فاطمه بارونقی
«السلام علی ازواجک الطاهرات الخیرات، امهات المومنین، خصوصا الصدیقه الطاهره، الزکیه الراضیه المرضیه، خدیجه الکبریام المومنین؛
کعبه؛ نماد توحید، با قامتى کشیده و استوار پا برجاى بود اما مردم مسحور بتهایش بودند! انحراف از آیین توحیدى خلیلالله در تمام شئون حیاتى و اجتماعى آنان رخنه کرده بود! زنان؛ ضعیفترین گروه جامعه، به طور کامل مقهور اراده و تمایلات مردان به شمار مىآمدند! دخترکشى تنها یکى از دهها فجایع خوفناکى بودکه در جزیرهالعرب رواجداشت! عدهاى به طور قبیلهاى زنى را به عقد درمىآوردند! رباخوارى از اصول اولیه کسب ثروت اعراب بود! ثروتمندان جامعه، خانههای فساد و فحشا برای خود گسترانده بودند! چرا که وقتى تار جهل به پود فقر گره مىخورد، سنتهایى هولناک را رقم میزند!

بی معرفت دعا می کنید
حمزه جعفری
چند وقتی است سوالی ذهنم را درگیر کرده که خیلی میخواهم به جوابش برسم و آن اینکه چه حکمتی دارد که امامان ما اینقدر سعی داشتند، آداب دعا کردن را به ما یاد بدهند؟ اهل بیت علیهم السلام که بیجهت روی یک مسئلهای تأکید نمیکنند. تازه برای این مسئله اگر چه غیرمستقیم ولی کاملاً پر رنگ به میدان آمدهاند؛ حتی در دوران سراسر خفقانی که امام سجاد علیه السلام زندگی میکرد ایشان با دعاهایشان معارف اصیل اسلامی و شیعی را خیلی سر راست به ما انتقال داده اند.

مشکل این است که مناجات خوان نداریم
میزگرد بیرق با حضور سید مهدی میرداماد، سیدمهدی حسینی و رضا ایزدی
علی ملاحسینی
ملاحسینی: قبول داريد الآن مناجاتخوانی هم مهجور مانده هم مغفول؟
ميرداماد: مناجاتخوانی چون سواد و عقبهي معنوي ميخواهد آقایان مداح به طرف آن نميروند. ما واقعاً چندتا مداح داريم كه توانستهاند اين فضاي سنگين را بشكنند و حرفي هم براي گفتن داشته باشند. اگر مناجات مغفول و مهجور است من دليلش را خلاصه در دو چيز ميبينم. اول اینکه کار دشواری است. دوم که صبر ميخواهد. شما در روضه و سينه زني، بعد از 20 دقيقه به نتیجه میرسی اما مناجات شاید يک ماه رمضان نفس بزنی، تا شب آخر نتيجه بگيري. چند نفر اين صبر را دارند؟ به خاطر این میگویم سخت است.
سید مهدی حسینی: بعضيها اعتقاد دارند هر مداحی اجازه ندارد مناجات بخواند، يعني از نظر فن اجرا بين روضه خوانی و مناجاتخوانی فرق قائل هستند. به همين خاطر خيلي از مداحها سراغ مناجات خواندن نميروند.

این «من» انسان ها را بیچاره می کند
مهدی صاحبی فرد
ببخشید! شما؟
عده ای در جواب سوال بالا می گویند: «انسان موجودي است که چيزهايي را دوست دارد و بايد به آنها برسد». ما اما، قبل از اينکه آنی باشیم که این ها می گویند، «عبد» هستيم.
خداوند در قرآن از جانب يک مولا به بنده اش خطاب ميکند. مثلاً شخصي که اخیراً گفته «قرآن اصلاً وحي خداوند نيست بلکه تراوشات ذهني پيامبر اکرم(ص) است!»، در حدود 14 سال پيش چنين ميگفت: «خداوند در قرآن به قدري متکبرانه سخن ميگويد که اصلاً نيازي به دليل آوردن براي مخاطبين خود نميبيند!» معلوم است که اين فرد خودش را وجود مستقلي در کنار خدا ميداند، نه عبد خدا!
اکثر مردم معناي کلمه بنده ي خدا را نمي فهمند. در احکام اسلامي آمده که مولا چگونه مي تواند فرمان بدهد. اگر عبد در حال انجام ضروريترين کارهاي خود هم باشد، بايد رهاکرده و امر مولايش را اطاعت کند. عبد بايد مقابل مولاي خود ايستاده و تعظيم کند. ما بايد همين حس را در برابر خداوند متعال بگيريم.
«واقعا قرآن گنجينه عظيمى از تجربه موسوى براى ماست. در اين ماجراى عجيب، يكى از نقاط برجسته، فاسد شدنِ كسانى از همراهان موسى عليهالسّلام است كه از همراهىِ او برگشتند. من اينها را عرض مىكنم تا كسانى كه اهل تأمّل در آيات قرآنند، دنبالش بروند.

مسجد عرش
حسین عطوف
چند سالی هست که که در گناه آباد تهران، توفیق و سعادت حضور در مناجات های سحرگاه ماه مبارک مسجد ارک ـ و به قول حاجی «مسجد عرش» ـ را دارم و قرص ماه حاجی را شب های زیادی از نزدیک رصد کرده ام. از لبان خودش شنیدم که گفت یک بار بیشتر خدمت آیت الله بهجت نرسیده و در همان دیدار، آقای بهجت به او گفته هروقت تو می خوانی، منصور «سمایی» هستی نه «ارضی».
در وصف حال و صفای شب های عرشی این مسجد همین قدر بس که در سحرهای مناجاتش، قیافه هایی می بینی که کوچک ترین نشانه ای از اهالی هیات ندارند ولی برکت ماه مبارک و نفس حاجی، سی شب، سحرگاه ـ از نیمه تا به نزدیک سحر ـ را در حال و هوای اشک و مناجات سپری می کنند. درکنار مراسم مناجات، از حاجی چیزهایی یاد گرفته ام که برای من نشانه های یک مراسم مناجات است. نشانه هایی که اگر مناجات مسجد ارک باشد، این ها هم هست:

شاید 200 بار نوار حاجی رو گوش کردم
گفتگو با مجتبی حسن زاده
درباره ی پرجمعیت ترین جلسه ی دعای هفتگی شهر
علیرضا کریم
بار اولی که در حال خواندن مناجات او را دیدم باور نمیکردم این همان آقای حسن زاده؛ مدیر موسسه قرآنی امیرالمومنین باشد. مجتبی حسنزاده با آن چهره جوان و موهای ریخته بر پیشانی، پایهگذار یکی از موفقترین حرکتهای فرهنگی در کاشان و البته در سطح کشور است. حرکتی جهادی که ثمره آن تربیت دهها حافظ کل قرآن و نهجالبلاغه وصدها نوجوان و جوان مانوس با قرآن و اهلبیت بوده است. شیرینی حضور در همان یک جلسه مناجات؛ باعث شد که وقتی پرونده «مناجات» در بیرق کلید خورد؛ یکی از اولین گزینههایی که برای مصاحبه از ذهنمان بگذرد او باشد.
جلسات دعای کمیل مجتبی حسن زاده هر شب جمعه، صدها جوان را مهمان سفره مناجات میکند. اغراق نیست اگر بگوییم او مناجاتخوان گرمترین محفل مناجاتی این روزهای شهر کاشان است.آنچه در زیر میخوانید گزیدهای از دو ساعت و نیم گفتگوی صمیمانه ما با ایشان، در زیر سقفهای ضربی یک خانه باصفای قدیمی در بلوار نماز است؛ که بالای درب ورودی آن و در کنار عکسی کمتر دیده شده از حضرت روح الله نوشته شده: «واحد برادران موسسه فرهنگی قرآنی امیر المومنین کاشان.»

تماشاچی نباشی!
چند کلمه درباره تلویزیون و مجلس ذکر و مناجات
محسن صفایی فرد
«الهی درماندهام از دست خویش و به مدد فیض تو محتاجم...
بی کسم و هم نفس من تویی
رو به که آرم که کس من تویی»
صدایی که هر روز ظهرها بعد از پخش اذان شبکه یک تلویزیون، پای بچگی مرا میبست و باعث میشد هربار دیرتر به مدرسه برسم، صدای گرم و گرفته «ساعد باقری» شاعر و گوینده برنامه «بر محمل نیاز» بود. تأثیر این صدا بعد از اذان ظهر هر روز چنان بود که تا امروز این چند جمله از آن در دلم مانده و گهگاه که خسته میشوم از فشار روزمرگیها و تنهاییها باز هم به آن متوسل میشوم و بارها برای خودم زمزمهاش میکنم.
***

چند روز دیگر که شبهای قدر فرا می رسند در مساجد یا هیئات بعید است برنامه هایی را فراتر از؛ چند شبانه روز نماز قضایی و روخوانی دعای جوشن کبیر و احتمالاً زیارت عاشورا و در پایان، مراسم قرآن سر گیری بیابید. البته همه ی این ها را به روضه های طولانی و داغی که مداح یا روحانی مجلس مکرر و بی ربط در فواصل برنامه ها می خوانند، اضافه کنید. از یک طرف تعدد برنامه هایی که در شب قدر می خواهیم به آن بپردازیم و از طرفی محدودیت زمان مجلس به وقت سحر، باعث می شود همیشه سطحی و گذرا از کنار شب های قدر و مناجاتش عبور کنیم.

یکی از همین شب ها
علی احمدپور
به سختی کولر پراید را متقاعد کرده بودم که اگر چه وظیفهات، باد خنک بیرون دادن است و انجامش نمیدهی اما این ماه رمضانِ وسط مرداد را کمی مهربان باش. به خاطر این همه عرقی که سالی یکبار هم از این پوست و استخوان من تراوش نمیکند، حداقل به اندازه حجم بادکنکی بادِ خنکی تحویلمان بده. تحویلمان بگیر و او هم پذیرفته بود و داشت کار میکرد. پیدا کردن جای پارک، توی خیابانهای شلوغ میدان قیام، در شبهای پر از مهمانی و پرجمعیت این ایام، کار سادهای نبود. با مسامحه راه یک خانم بچهبغل را بستم و ماشین را در یک پیاده رو، پارک کردم! پایین که آمدم از خانم عذرخواهی کردم و گذشتم. دیدم پشت سرم دارد میآید: آقا؛ شما میرید هیئت؟! گفتم: بله. گفت: زنونه هم داره! فهمیدم هنوز افطار نکرده.

همایش به روایت تصویر
حمید صباغی
بنر تبلیغاتی آبی رنگ سومين همايش«جوان و آرمان های جهانی» رو که ديدم، تقویم را نگاه كردم؛ یک شنبه 11 تیر ماه؛ تولد حضرت علی اکبر و روز جوان.
خوشبختانه مثل بعضی مراسم ها تا لحظه شروع برنامه، دست اندركاران مشغول امور اجرایی نیستند، قبل از ورود چند میز ديدم با تعدادی کتاب گلچین شده به علاوه کتابهای انتشارات خیمه كه حتماً دلیلش میهمان همایشه که مسئول انتشارات خیمه هم هست.
با تأخير 35 دقيقه اي برنامه با صوت قاری نوجواني شروع شد.بعد از كليپ ها و مدیحه سرایی آقای جابرعابدی، حجت الاسلام محمدرضا زائری به عنوان كارشناس ويژه همایش به سن دعوت شد. معدل سني شركت كنندگان همايش امسال از سالهاي پيش جوان تر بود.
از مسئولين دلسوز شهر! فقط رياست محترم اداره ارشاد اسلامي حضور داشتند!
قرار شد سوالات حضار به صورت مکتوب پرسيده بشه اما این فرصت حاصل نشد.
آقاي زائري امتياز همايش را نظم در اجرای برنامهها تعریف کردن و پیشنهاد کردند که مسئولیتها بین نوجوونا تقسیم بشه تا اونا هم حس کنن تأثیرگذارن.

باید زیر سوال برد!
محمد قاسم زاده
بزرگترهایمان بهتر یادشان هست که قدیمها مجالس روضه و ذکر اهل بیت یا هفتگی و ماهانه برگزار میشد یا محدود میشد به دهه محرم و ماه مبارک رمضان به اضافه چند مناسبت خاص در طول سال.
اما با پیروزی انقلاب به ویژه بعد از سالهای دفاع مقدس که هیئتها پر و بال بیشتری پیدا کردند و مورد اقبال عمومی به ویژه از سوی جوانان قرار گرفتند، تقریباً همه مراسمات دینی و مناسبتهای مربوط به اهل بیت در طول سال به واسطهی هیئتها تعظیم بیشتر و بهتری یافتند؛ که باید به عنوان لطف امام عصر سلام ا... علیه و از برکات انقلاب اسلامی آن را شکرگزاری کرد.
