گزارش

همایش به روایت تصویر
حمید صباغی

بنر تبلیغاتی آبی رنگ سومين همايش«جوان و آرمان های جهانی» رو که ديدم، تقویم را نگاه كردم؛ یک شنبه 11 تیر ماه؛ تولد حضرت علی اکبر و روز جوان.
خوشبختانه مثل بعضی مراسم ها تا لحظه شروع برنامه، دست اندركاران مشغول امور اجرایی نیستند، قبل از ورود چند میز ديدم با تعدادی کتاب گلچین شده به علاوه کتابهای انتشارات خیمه كه حتماً دلیلش میهمان همایشه که مسئول انتشارات خیمه هم هست.
با تأخير 35 دقيقه اي برنامه با صوت قاری نوجواني شروع شد.بعد از كليپ ها و مدیحه سرایی آقای جابرعابدی، حجت الاسلام محمدرضا زائری به عنوان كارشناس ويژه همایش به سن دعوت شد. معدل سني شركت كنندگان همايش امسال از سالهاي پيش جوان تر بود.
از مسئولين دلسوز شهر! فقط رياست محترم اداره ارشاد اسلامي حضور داشتند!
قرار شد سوالات حضار به صورت مکتوب پرسيده بشه اما این فرصت حاصل نشد.
آقاي زائري امتياز همايش را نظم در اجرای برنامهها تعریف کردن و پیشنهاد کردند که مسئولیتها بین نوجوونا تقسیم بشه تا اونا هم حس کنن تأثیرگذارن.

ادامه نوشته

یادداشت

این نقش‌ها روزی مال من بود

روحانی مجلس که از پله‌های منبر بالا می‌رفت تا روی پله یکی مانده به آخر بنشیند، خودکار بیک و دفترچه کوچک جلد آبی‌‌‌م  را بیرون می‌آوردم. حرف‌های آن روزها را دقیق یادم نیست اما حتما حرف‌های خوبی بوده‌اند که با آن سن و سال دلم می‌خواست بنویسم‌شان. حتم دارم یک جایی توی پستوی ذهنم جا باز کرده‌اند برای خودشان.

مداح که شروع می‌کرد به خواندن، همه‌ا‍‌ش منتظر بودم قصیده خوانی‌اش که فقط حوصله کودکانه‌ام را سر می‌برد تمام شود و چراغ‌ها را خاموش کنند؛ انگار تا فضا تاریک نمی‌شد روضه به دلم نمی‌نشست، هنوز هم شبیه بچگی‌هایم هستم.

 ... (بقیه مطلب را در ادامه بخوانید و یا با کلیک بر روی تصویر زیر، آن را دریافت نمائید.)

ادامه نوشته

کلام رهبر

خیال ­کردید همچنان  انقلابی هستید! 

اصولاً سه دسته آدم بیشتر نداریم: گرگ، گوسفند و انقلابی (یا همان ظالم و مظلوم و انقلابی). انقلابی کسی است که پس­فردا خدا او را نه برای ظلم کردن و نه به خاطر سکوت مقابل ظالم مؤاخذه نخواهد کرد. مردانه پای حرف حق می­ماند و با گرگ‌ها هم دست به یقه می­شود. نه فقط برای خودش؛ حتا برای مظلومی که توان دفاع از خود را ندارد. این که روحیه انقلابی در شرایط بحرانی و متلاطم (مثل زمان اوایل انقلاب و در طول جنگ) بارزتر است، توضیح زیادی نمی­خواهد. اما در شرایطی که گرگ­ها کمی فاصله گرفته‌اند و انسان می‌تواند احساس کاذب امنیت داشته باشد، احساس انقلابی بودن خیلی ارزشمندتر از زمانی است که گرگ­ها به تو نزدیک هستند و دارند پیراهن تو را پاره می‌کنند. الان که دیگران همه تو را به زندگی بره‌وارانه دعوت می­کنند، انقلابی بودن زیباست. الان اگر انقلابی باشی معلوم می‌شود که چشم و دلت بیناتر، قدت بلندتر و کشیده‌تر، و برای دیدن آن نقاط دوردست از همیشه بیشتر آمادگی پیدا کرده‌ای.

 ... (بقیه مطلب را در ادامه بخوانید و یا با کلیک بر روی تصویر زیر، آن را دریافت نمائید.)

ادامه نوشته

پرونده 1

روضه اهل بیت را چند می فروشی؟

همیشه به رفقایم می گویم هیئت را دو چیز می گرداند؛ عشق و پول! همه کسانی که در برپایی هیئت به نحوی نقش دارند یا به پای عشق شان آمده اند، یا معطل پول مانده اند و جالب اینکه در بیشتر اوقات فقط یکی از این دو مقوله زیر یک خیمه می گنجد. پس جمله ام را این جور تصحیح می کنم: هیئت را دو چیز می گرداند؛یا عشق یا پول!

خدا بیامرز شهید مطهری می گفت:«هدف وسیله را توجیه نمی کند.» این یعنی ما به هر وسیله ای نمی توانیم جمعیت جمع کنیم پای پرچم ارباب! خواه آن وسیله شام های چرب و چنان باشد، خواه «مداح نماهایی» که آلبوم مشکل اخلاقی و اعتقادی اند!

پیشنهاد من برای پرونده این نشریه به این دلیل بود که اگر قبلاً گاه گاهی از گوشه و کنار خبر می رسید که فلان مداح فلان جا خوانده و فلان پاکت گزاف را گرفته چشماهایمان گرد می شد و کلی نچ نچ می کردیم و سر تکان می دادیم. اما الان این موضوع آنقدر تکراری شده که دیگر برایمان جا افتاده و حتی شده یکی از مخارج ثابت هیئت هایمان! هربار که در هیئت به این موضوع بر می خورم و با بزرگترهای خودم در این مورد مشورت می کنم بیشتر حس می کنم که  همه با آن به عنوان یک عرف کنار آمده اند و تسلیمش شده اند.

 تا الان که دارم می نویسم از هر زاویه ای نگاه می کنم نمی توانم دلیل و توجیهی بیاورم برای کسی که در عالم نوکری اهل بیت، چشم داشت مالی هم دارد. مثلاً کسی که صدای خوشی داشته و از بین جاهایی که می توانسته از آن استفاده ببرد، دستگاه اهل بیت علیهم السلام را انتخاب کرده یا به پای عشقش آمده یا محض سود مالی! تعارف که نداریم این دو تا با هم جمع نمی شوند. این شاخص برای همه صدق می کند: آشپز، متخصص برق و صوت و...! در غیر این صورت به آنها بهتر است به عنوان شغلهایی نگاه کنیم که در قبال دست مزد در هیئت ازشان خدمات می گیریم.

ولی آیا می شود به مداحی به چشم شغل نگاه کرد؟ حتی اگر شغل هم باشد، پول های بی زبانی که به عنوان «صله های بی در و پیکر» این روزها مطرح می شوند، منطقی است؟ آیا مداحان و هیئتی هایی که برای رسیدن به نیت های بی ارزش شان، با اعتقاد مردم بازی می کنند، جواب و توجیهی برای صاحب پرچم خواهند داشت؟ «وای به آن ساعتی که پرده بر افتد!!!»

محمد قاسم زاده

(با کلیک بر روی تصویر زیر، این مطلب را دریافت نمائید.)

پرونده 2-3

پا روی آبروی امام حسین علیه‌السلام نگذارید

مصاحبه با آقای اخباری

اشاره: بعید است مثل سهراب اهل کاشان باشی و یک بار هم شده پای یکی از روضه هایش نشسته نباشی یا نوار یکی از مجالسش به گوش نخورده باشد! مگر اینکه هیئتی نباشی! حاج اسماعیل اخباری دیگر تبدیل شده به آرم مداح های کاشان. یعنی هر جور بخواهی به مقوله مداحی در کاشان بپردازی باید از او شروع کنی. به همین خاطر گزینه ای بهتر و جامع تر برای مصاحبه در خصوص وضع موجود پاکت مداحی در هیئت های کاشان برای مان قابل تصور نبود.

 شما چقدر با صله، هدیه، پاکت یا هر چی که اسمش را می‌شود گذاشت برای مداح‌ها موافق یا مخالف هستید؟ چه جایگاهی دارد؟ چه توجیهی دارد؟

ما باید از قدیم الایام از مادحین اهل بیت درس بگیریم یه مداح که بالای منبر می‌رفت هم منبری بود و هم مداح مثل علامه، حاج شمشیری، اسماعیل چاووش، ماشاالله چاووش، مرحوم مرشد زاده و امثالهم.

 ... (بقیه مطلب را در ادامه بخوانید و یا با کلیک بر روی تصویر زیر، آن را دریافت نمائید.)

ادامه نوشته

پرونده 4-5

رسانه و فروشگاه های محصولات هیئتی را یادمان نرود.

 1) یادم نمی‌رود مغازه‌ای را که نبش کوچه ورزشگاه چهل جریب تازه‌ترین محصولات صوتی مذهبی را می‌آورد و از قرائت‌های جدید «جواد فروغی» تا «مدینه شهر پیغمبرِ» حاج منصور، سیل جمعیت را دور خود جمع می‌کرد. قبل‌ترش هم همان روزها که هنوز این همه خواننده و نوازنده، دکان و دستگاهی راه نینداخته بودند بازار محصولات صوتی فرهنگی در انحصار آهنگران و کویتی‌پور و فخری بود. شرکت «نغمه‌سرای اسلامی» را یادتان می‌آید؟ عکس مداح‌ها را می‌زد روی جلد نوارها و فروشنده مغازه هم مثل حالا آن را از باند مغازه‌اش پخش می‌کرد. این‌طور بود که نوار کاست مداحی دست به دست می‌شد و در هر شهر هم لابد مثل کاشان عکس مداحان بومی را - علاوه بر ذاکرین معروف کشوری -  روی جلد نوارها می‌زدند و فروشنده‌ها به این طریق، هم آثار مداح‌ها را عرضه می‌کردند و هم در ازای این فعالیت، «شغلی» داشتند و کاسبی خود را می‌کردند. اما به تدریج و با پیشرفت سیستم‌های ضبط، نوارهای کاست دیگر از گردونه خارج شدند و آرام‌آرام سروکله CDها پیدا شد. با ورود سی‌دی‌ها مدتی طول کشید تا جای پای لِیبِل‌ها و عکس‌های رنگی مداح و سخنران بیاید روی سی‌دی. اما به هر حال امروز کار سیستم پیشرفته تبلیغات مذهبی از این‌ها هم گذشته و فروشگاه‌ها ـ حتی پاساژهای اختصاصی محصولات هنری هیئت ـ به وجود آمده است که بر پایه فروش آثار مداح‌ها و سخنرانان معروف می‌چرخد.

 ... (بقیه مطلب را در ادامه بخوانید و یا با کلیک بر روی تصویر زیر، آن را دریافت نمائید.)

ادامه نوشته

پرونده 6-8

 پاکت شده درجه اعتبار مداح!

اشاره: اول فکر می کردیم به خاطر مشکلاتی که مصاحبه های قبل مان برایش پیش آورده بود دیگر برای حرف زدن به مان پا ندهد ولی این بار هم «نه» نگفت. این یعنی محمود شریفی برای کار فرهنگی آیینی دلش می طپد. قرار مصاحبه را که گذاشتیم یادمان افتاد جایی برای مصاحبه نداریم. با هماهنگی ایشان رفتیم دفتر کار آقای مسعود نیا که اتفاقاً مداح هم هست.  بعد از کمی گفتگو با آقای شریفی، آقای مهردادیان هم که اتفاقی آمده بود سری به دوستش بزند، به جمع ما اضافه شد. فضای صمیمی و حضور رفقا باعث شد تا مصاحبه مان تبدیل به گپ خودمانی بشود و صحبت مان گل بیاندازد. مطلبی که می خوانید گلچینی از کلی خاطره وحرف های خوب آن‌روز است.

 بیرق: شما چقدر با صله، هدیه، پاکت یا هر چه که اسمش را می‌گذارند برای مداح‌ها موافق یا مخالف هستید؟ از نظر علما تا چه حدی موجه دانسته شده است؟

شریفی: در افعال شرعی 5 نوع فعل داریم: واجب، مستحب، مباح، حرام، مکروه. ثنای اهل بیت و ذکر اهل بیت مستحب است. در بحث مستحبات علما گفتند که اجرت دادن اشکال ندارد که معلوم و معین بشود؛ یعنی بگویی آقا من فلان قدر می‌گیرم نیم ساعت می‌خوانم. از نظر شرعی ایراد ندارد. اما از نظر آداب نوکری کسی که بپذیرد با اهل بیت معامله کرده، فضای نوکریش هم قیمتش خیلی می‌رود بالا و دیگر نمی‌شود رویش حساب دنیایی کرد. مثلا مداح و نوکر نیم‌ساعت در خدمت هیأت باشد ده میلیون بدهیم، یا یک میلیارد بدهیم بهش بازم حقش ادا نمی‌شود، اما از آن طرف هم کسی که مدال نوکری اهل‌بیت را دارد آیا می‌پذیرد دعوتش کنند، ده شب بیا منبر و برو، اگر بگوید پنج میلیون می‌گیرم، دو میلیون می‌گیرم یا سه میلیون می‌گیرم، هیأت که چاره‌ای ندارد باید بدهد. مداح هم از لحاظ شرعی هیچ معذوریتی ندارد که بگوید این‌قدر می‌گیرم، می‌خوانم؛ اما از لحاظ شأن نوکری، خودش شأنش را آورده پایین. 1- به خاطر نوکریش 2- به خاطر این‌که روی یک کار خدایی قیمت دنیایی می‌گذارد و این اوج بی‌حرمتی و بی‌ادبی است. ما مداح اهل‌بیت نیستیم ما مدح‌خوان و ذاکر اهل‌بیت هستیم. فقط خدا و خود اهل‌بیت هستن که مداح هستن. کلام به این تقدس و فرازمینی، قیمتش هم باید فرازمینی باشد و اگر کسی بخواهد قیمت زمینی روی این جنس فرازمینی بگذارد ظلم کرده است.

 ... (بقیه مطلب را در ادامه بخوانید و یا با کلیک بر روی تصویر زیر، آن را دریافت نمائید.)

ادامه نوشته

پرونده 9 - متن کامل مصاحبه با خانم حاج بابایی

اشاره: به جرئت می‌گیم که بعیده اهل منبرو وعظ باشی و با نام و صدا و جنس کلامشون آشنا نباشی، جوونترای ِمنبری بویژه دانشجوها و دانش آموزان، انس و قرابت خاصی با شخصیت و روحیات و حتی پاتوق کتاب و مطالعاتیه طبقه ی پایین منزلشون دارند که شاید از تقوایِ 14 سال تبلیغشون نشئت میگیره!

ساعتِ وعده نشده در تقویم برنامه های هفتگیشون حکم کیمیاست و نایاب!

نتونستم از کارنامه ی تبلیغیشونی سر در بیارم از بس که تواضع به خرج دادند و اکتفا کردند به همین چند مورد؛ مدرس دانشکده فنی و حرفه ای فدک و دانشگاه کاشان، تنها مشاور مذهبی دبیرستان های دخترانه کاشان، مربی عقیدتی و سیاسی بسیج، مربی طرح های معرفتی فرمانداری، مسئول فرهنگی بند نسوان زندان کاشان.

هیچ چیز حتی بارش بارون یکی از شبای دیماه و مشغله زیاد و دغدغه ی دفاع از پایان نامه سطح سه شون توی خردادماه و شیطنتای محمد حسین ِ چهار سالشون نتونست مانع دیدار اهالی بیرق و سرکار خانم «لیلا حاج بابائی» بشه.

بیرق: تعریف مداح حقیقی از نگاه اهل بیت و تفاوتش در فرهنگ عامه ما چیست؟

در فرهنگ عمومی مداح کسی است که خوش صداست، سبک ارائه می دهد،کسیکه آواز می‌خواند، روضه می‌خواند اما در فرهنگ اهل بیت مداحی اصلا به صدا نیست، بلکه چیزی که از جان طرف بر بیاید و در مورد حقیقت وقایع  مدیحه سرایی کند، این رو بهش میگن مداح! نه تنها در شهادت بلکه در مدح اهل بیت، مثلا مداح می‌شود محتشم که حضرت رسول لبانش را می بوسد چون یک واقعه ای را با همه وجودش، با همه حقیقتش بیان کرده! این می‌شود مداح واقعی. شايد به نوعي مداحي يك نوع تبليغ باشه! امام سجاد (ع) يك مداح به تمام معناست؛ يك مداح مبلغ! باید این تعریف در بین مخاطب  فرهنگ سازی شود تا هم من مبلغ و مداح  اذیت نشوم و هم مخاطب آگاهی اش برود بالا تا وقتی من مداحی عادی می‌خوانم مخاطب همان لذتی را ببرد که از چهچه زدن می‌برد.

 ... (بقیه مطلب را در ادامه بخوانید و یا با کلیک بر روی تصویر زیر، آن را دریافت نمائید.)

ادامه نوشته

داستان

هزاران زن مثل من

«نه ام بشیر، نه ام اسحاق و نه سلمی و هند و ام کلثوم! قرعه به نام او افتاده بود. او که بعدها مسمه الازواج می‌خوانندش؛ جعده بنت اشعث!»

صدایی می‌شنوی؛ چشم از کتاب برمی‌داری. نوری خفیف از پنجره‌ی آشپزخانه روی کابینت‌ها می‌افتد و همان‌جا محو می‌شود؛ کتاب را می‌بندی و بلند می‌شوی. از حاشیه‌ی پنجره سرک می‌کشی؛ ماشین شهرداری در سیاهی شب گم می‌شود. روی شهر خاک گور پاشیده‌اند انگار! سرد و ساکت و بی‌رمق!

 ... (بقیه مطلب را در ادامه بخوانید و یا با کلیک بر روی تصویر زیر، آن را دریافت نمائید.)

ادامه نوشته

پیامبر

آن مرد آسان بود

 در سال‌های جوانی، من و دوست‌هایم خیلی افتاده بودیم تو خط اخلاق و اعتقاد. نه این که ما خیلی خاص باشیم، آن موقع تب کلاس و جلسه اخلاقی و تقوایی داغ بود. تلویزیون پشت هم از همین برنامه‌ها و توصیه‌ها پخش می‌کرد. یک دنیا دستور نکنید و بکنید توی سرهای ما چرخ می‌خورد. می‌خواستیم خوب باشیم و خوب بودن آن روزها خیلی سخت شده بود. مدام داشتیم خودمان را مجبور می‌کردیم که مثل حضرت رفتار کنیم. نمی‌شد. نمی‌توانستیم. به خودمان فحش می‌دادیم. ناامید می‌شدیم. فکر می‌کردیم عیب‌های اساسی داریم و دیگر درست شدنی نیستیم.

 ... (بقیه مطلب را در ادامه بخوانید و یا با کلیک بر روی تصویر زیر، آن را دریافت نمائید.)

ادامه نوشته

بازتاب (1)

اين پرونده هنوز باز است...

1- «هيئتي‌هاي سياسي از خرداد 42 تا امروز» سروصدا راه انداخت، اما نه به اندازه‌اي كه ما انتظارش را داشتيم و مي‌خواستيم! چرا؟ شايد خودسانسوري زيادي به خرج داديم. بالأخره حرف‌هايي از هر پرونده هست كه نگفته مي‌ماند و اگرچه همه مان كوتاه و بلند به هم‌ديگر مي‌گوييم‌شان، اما ظاهراً نوشتني نيستند يا نبايد! نوشته شوند. بگذريم.

2- ماجراي هيئت كه خانه اهل بيت عليهم‌السلام بوده است در تمام دوران غربت امامت و ولايت، ان شاءالله اين‌طور نخواهد ماند. كجا بهتر از اينجا براي سياست كه درِ خانه‌ي «ساسّه‌العباد» و «اركان البلاد»(1) است؟ ان شاءالله ما بر مي‌گرديم به تاريخ پرافتخار شيعه و «گريه‌ي سياسي» (2) را دوباره مي‌فهميم و احيا مي‌كنيم.

... (بقیه مطلب را در ادامه بخوانید و یا با کلیک بر روی تصویر زیر، آن را دریافت نمائید.)

 

 

ادامه نوشته

بازتاب (2)

حواشی پرونده:

جا دارد از اعضای نشریه بیرق و هیأت عشاق الحسن تشکر واقعی خود را اعلام کنیم. لازم دیدم چند نکته‌ای به شما و خوانندگان محترمتان متذکر شوم.

اولا: وظیفه هیأت مذهبی همین روشنگری‌ها و انتقادهای سازنده در مورد بدعت‌ها و سنت‌های غلطی است که در حال باب شدن است اما متأسفانه اکثرا از آن غافل‌اند.

... (بقیه مطلب را در ادامه بخوانید و یا با کلیک بر روی تصویر زیر، آن را دریافت نمائید.)

ادامه نوشته

یادداشت

ماهی رو همین الان باید از آب گرفت

یک روز، دو روز، سه روز؛ داشتم روزای باقی مانده به ماه مبارک رمضان را می‌شمردم و توی دلم به خدا قول می‌دادم که خدا جون دیگه از ماه رمضان امسال بنده‌ی خوبی می‌شم، به حرفات گوش می‌دم، گناه نمی‌کنم، هوای پدر و مادرم رو ‌دارم، قول می‌دم دیگه ازت دور نشم، همین طور که داشتم به خدا قول می‌دادم یه دفعه به خودم اومدم و فکر کردم که من هر سال همین کار رو می‌کنم، نزدیک ماه مبارک که می‌شه شروع می‌کنم به خدا قول دادن و بعد از ماه مبارک همه چیز فراموشم میشه تا سال بعد!

... (بقیه مطلب را در ادامه بخوانید و یا با کلیک بر روی تصویر زیر، آن را دریافت نمائید.)

ادامه نوشته

مناسبتی

دارم امید که از لطف کنی مهمانم

گزیده ای از سخنان استاد اصغر طاهرزاده برای ماه رمضان

ـ شما یک وقت دوست داری بگویی «خدایا»، چرا؟ چون تمام دلت طالب خداست. می‌خواهی بگویی خدا و در خدا گفتنت بمانی، می‌بینی حالی به تو دست داد، نفس اماره می آید و می‌گوید: چقدر خوب است، بگو خدا، تا مشکلاتت حل شود. چه کسی وسط آمد؟ نفس اماره. برای این‌که کار می‌خواهیم  می گوییم خدا! یعنی ذوق حضور و ارتباط با حق را از ما می‌گیرد. نفس اماره حتی وقتی با خدای‌مان حرف می‌زنیم وسط می‌آید و همین ارتباط ما با خدا را به نفع خودش تمام می‌کند. ببینید چیز دیگری برای ما می‌گذارد؟! یعنی وقتی هم که آدم می‌خواهد با خدای خود ـ یعنی همه آرزویش ـ ارتباط پیدا کند، نمی‌گذارد. آن وقت با آمدن نفس اماره ما از چه چیزی محروم می‌مانیم؟ از خدا. چه کسی محروم می‌ماند؟ ما.

... (بقیه مطلب را در ادامه بخوانید و یا با کلیک بر روی تصویر زیر، آن را دریافت نمائید.)

ادامه نوشته

یادداشت

امام زمان ظهور نمی کند!

گوشه‌‌ای از دفتر مدرسه نشسته‌ام و دارم برای دانش آموزهایم خاطره می‌نویسم. رسیده‌ام به این جمله که:«با لب گشودن تو، با السلام علیک یا قائم آل محمد، رستگار شدم.» با خودم می‌گویم «اگر امسال هیچ چیز مفیدی از من یاد نگرفتن، این السلام علیک‌ گفتن‌ها کار خودش رو می‌کنه، بلکه همین واسطه‌ی عاقبت بخیری ما بشه.»

با صدای مستخدم مدرسه به خودم آمدم که می‌گفت: «شنیدین امام زمان داره ظهور می‌کنه! می گن اکثر نشونه‌های ظهور اتفاق افتاده!!» معلم‌ها با تعجب نگاهش می‌کنند. توی دلم بهش می‌خندم و بلند می‌گویم:«مگه الکیه! کلی مقدمات می‌خواد تا آقا ظهور کنه. بعیده؛ این‌قدر ساده نباشید». بقیه از حرف‌هایم جا می‌خورند! دوباره سرم را پایین می‌اندازم و کارم را ادامه‌ می‌دهم.

... (بقیه مطلب را در ادامه بخوانید و یا با کلیک بر روی تصویر زیر، آن را دریافت نمائید.)

ادامه نوشته

جاهدوا في الله حقّ جهاده

سال‌هاست تا صحبت از انقلاب و اسلام و دين و اين‌جور مسائل مي‌شود، بحث به اينجا مي‌رسد كه «بله! اسلام روش نهايي زندگي است» و «انقلاب گفتمان جديدي را در سطح دنيا مطرح كرده» و «براي زندگي برنامه جديدي داريم» و... و البته همه ما هم با علم حضوري (يعني از ته دلمان!) درست بودن اين حرف‌ها را باور كرده‌ايم. اما خيلي وقت‌ها غافليم از اينكه «خوب! اين برنامه جديد كو؟»

... (بقیه مطلب را در ادامه بخوانید و یا با کلیک بر روی تصویر زیر، آن را دریافت نمائید.)

ادامه نوشته

ببخشید، بیشتر هيئت‌ها هرز مي‌روند!

ميزگردي صميمانه و خودماني با حاج ابوالفضل هاشمي مسگر

مداح اهل بيت؛ یکی از جانبازهای دوران انقلاب و داماد اولين شهيد انقلاب اسلامي در كاشان

اشاره: با حاج ابوالفضل هاشمي در دفتر بيمه‌اش مصاحبه كرديم. نماينده بيمه البرز بود حاجي و همين نمايندگي و مغازه‌اش در فلكه مستضعفين هم، صدق سخنش را بيشتر به ما نشان مي‌داد. جابه‌جاي اين مصاحبه حاجي مي‌ناليد از ريخت و پاش‌هايي كه امروز در هيئات كاشان مي‌شود و به اين وسيله هم مداح، هم منبري و هم كل هيئت را خراب مي‌كند. از دل حرف‎هاي حاجي كم‌كم كار به جايي رسيد كه دو سه نفري و البته با محوريت حاج آقاي هاشمي مسگر پيرامون وي‍ژگي‌ها و نمونه‌هاي امروزي يك هيئت انقلابي با ظرفيت‌هاي موجود در كاشان گپ زديم كه حاصلش پيش روي شماست.     

... (بقیه مطلب را در ادامه بخوانید و یا با کلیک بر روی تصویر زیر، آن را دریافت نمائید.)

ادامه نوشته

بابا چند بخشه؟ دو بخشه

معلم وسط کلاس رو به دانش آموزان ایستاد و داد زد: بابا؛ چند بخشه؟ بچه‌ها جیغ کشیدند: 2 بخشه. بعد معلم، یکی از دست‌هایش را از کنار گوشش ـ مثل فرماندهی که بخواهد فرمان آتش بدهد ـ پایین آورد و کشیده گفت: باآآآآ... و بعد با پایین آمدن دست دیگرش، بخش دوم را کشید: باآآآآ!

من آن‌روز یاد گرفتم بابا 2 بخش است. بعدها هم که کلمه پدر را بخش کردم، دیگر به این یقین رسیدم که 2 بخشی بودن کلمه بابا و پدر ـ مثل همه‌ی کارهای دنیا ـ بی‌حکمت نیست. وقتی به همه‌ی باباهای دور و برم نگاه می‌کردم، می‌دیدم باآآآآآی اول، همان است که در اولین درس‌های کلاس اول ابتدایی خوانده بودیم؛ بابا، نان داد. بابا آب داد. یعنی؛ دادن آب و نان به اهل و عیال، بخش اول باباییِ مردها است، فقط به مرور زمان کمی آب و تابش زیاد می‌شود. از خرج مای بی‌بی تا شهریه دانشگاه و... کنارش اضافه می‌شود که البته آن هم به جایی بر نمی‌خورد!!

... (بقیه مطلب را در ادامه بخوانید و یا با کلیک بر روی تصویر زیر، آن را دریافت نمائید.)

ادامه نوشته

گفتگو با حجت الاسلام حسین حسامی

روز پدر روز پدرهاست، نه روز بچه‌ها 

اشاره:

*طلبه پایه چهارم حوزه بود که رسما روحانی هیئتمان شد. بچه‌های عشاق «شیخ حسین» صدایش می‌کنند و حرف‌هایش خط کش کارهای هیئتمان است. بزرگترین حسنش خودمانی بودنش است از همان اوایل طلبگی تا الان که  یکی از مبلغین نهاد رهبری در دانشگاه‌ شده.

*خیلی‌ها کنارمان می‌کشیدند و خیرخواهانه می‌پرسیدند: چرا در بیرق از آقای حسامی نشانی نیست؟ یا می‌گفتند: انصافا جای آقای حسامی در بیرق خالی است. نه اینکه خودمان این را نفهمیده باشیم؛ اما چاره چه بود وقتی آقای حسامی همیشه می‌گفت؛ روحانی‌جماعت بیشتر از نوشتن با خطابه مانوس است. خودم همیشه اعتقاد داشتم؛ کسی مثل حسین حسامی اگر فردی بیرون از مجموعه عشاق الحسن علیه اسلام هم می‌بود؛ جا داشت در بیرق از وجودش استفاده شود چه برسد به اینکه یکی ارکان هیئت عشاق باشد. با این اوصاف، نبودنش در بیرق می‌شد یکی از مصادیق بارز کفران نعمت!

... (بقیه مطلب را در ادامه بخوانید و یا با کلیک بر روی تصویر زیر، آن را دریافت نمائید.)

ادامه نوشته

شکرستان

این شعار حرام است!

*الآن بهترین موقعیته، برای کمک به پیروزی انقلاب هم هست! نیت بدی هم که نداریم. آمار شهدای ١۵خرداد رو بالا می‌گیم، خیلی بالا، این ننگ به رژیم هم می‌چسبه!

بهشتی بدون تعلل گفت: با دروغ می‌خواهید از اسلام دفاع کنید؟ اسلام با صداقت رشد می‌کنه نه دروغ!

... (بقیه مطلب را در ادامه بخوانید و یا با کلیک بر روی تصویر زیر، آن را دریافت نمائید.)

ادامه نوشته

یادداشت

حزنی بدون تاریخ مصرف

سالانه چند سانحه در این عالم اتفاق می‌افتد؟!

برای مثال تصادف‌هایی که گاهی حتی منجر به چرخ شدن بدن مسافرها می‌شوند.

حتماً می گویی دارم خیلی خشن صحبت می‌کنم، اما واقعاً چند مورد اتفاق می‌افتد؟

برای کسب اطلاعات بیشتر، می‌توانی به صفحه ی حوادث روزنامه‌های کثیر الانتشار سری بزنی.

برای کدام یک از این حوادث متأسف می‌شوی؟!

هیچ کدام؟!

... (بقیه مطلب را در ادامه بخوانید و یا با کلیک بر روی تصویر زیر، آن را دریافت نمائید.)

ادامه نوشته

فتنه بزرگتر از قتل است

قصه‏ی غصه‏ی فاطمه(س)، قصه‏ی تازه‌ای نیست. داستان نفاق و فضای غبارآلود؛ و مظلومیت مبارزه با فسق و دورویی داستان دنباله‌دار تاریخ اسلام بوده و هست.

 داستان روضه‌های ماست. حرکت نفاق و فتنه در اسلام، از همان شروع بعثت تا لحظات آخر حیات پیامبر(ص) پیوسته ادامه داشته و تا اسلام و حقیقت طلبیش باشد ادامه دارد.

 فتنه، روی دیگر نفاق است و «الفتنه اشد من القتل». قتل، نفس را می‌کشد و نفاق، چشم را کور می‌کند. بصیرت را می‏میراند. به گواهی قرآن، ذات منافق کوری است.

... (بقیه مطلب را در ادامه بخوانید و یا با کلیک بر روی تصویر زیر، آن را دریافت نمائید.)

ادامه نوشته

گفتگو با حسن سلطانی

آیا تلویزیون وظیفه خودش را انجام داده؟

اشاره: اگر پای ثابت محافل حاج علی انسانی باشی گاهی او را می‌بینی با ظاهر مرتب و تواضع نمکین‌اش که گوشه‌ای از مجلس نشسته و پهنای صورتش خیس اشک است و اصلاً شبیه وقتی نیست که مجری شبکه خبر تلویزیون است. برای این پای صحبت حاج حسن آقای سلطانی نشستیم که ببینیم به عنوان یک  هیئتی آشنا به پشت پرده‌ی برنامه‌های تلویزیون چقدر از عملکرد این رسانه دفاع می‌کند!

 به نظر شما اگر بخواهیم کارهای رسانه‌ای را که بعد از انقلاب تا الان انجام شده‌است با قبل از انقلاب مقایسه کنیم چه داریم؟

ضمن عرض تسلیت به مناسبت ایام فاطمیه و دعای خیر برای هرکس که در این زمینه تلاش می‌کند در رابطه با سوال شما باید بگویم  اقداماتی که امروز در رسانه ملی دارد انجام می‌شود اصلا قیاس مع الفارق است؛ یعنی هیچ حدی را شما نمی‌توانید فرض کنید که قبل از انقلاب «این» انجام می‌شد و بعد از انقلاب «این اقدامات» انجام شده‌است. سیستم دوران پهلوی نه تنها به این چیز‌ها نمی‌پرداخت بلکه سعی می‌کرد که تمام مولفه‌هایی را که منتهی به حضور در این جلسات می‌شود از بین ببرد یا تضعیف کند یا حداقل مورد شبهه قرار دهد.

... (بقیه مطلب را در ادامه بخوانید و یا با کلیک بر روی تصویر زیر، آن را دریافت نمائید.)

ادامه نوشته

چراغ خانه

بستگی به نگاهت داره

همیشه قشنگه! ولی جنس قشنگیش بستگی به نگاه تو داره!

وقتی خودت در این مقام و جایگاه نیستی؛ درک کردن عمقش به این راحتی‌ها نیست! وقتی مادر نشدی، می‌خوای طرف مقابلت که مادرته، همه‌ی خوبی‌ها و محبت‌ها و قشنگی‌ها رو برای تو بخواد و اگه ذره‌ای اخم و تخم ببینی، می‌گی عجب! به اینم می‌شه گفت مادر؟

... (بقیه مطلب را در ادامه بخوانید و یا با کلیک بر روی تصویر زیر، آن را دریافت نمائید.)

ادامه نوشته

شکرستان

منطق ماشین دودی

یکی از دوستان ما که مرد نکته سنجی است، یک تعبیر بسیار لطیف داشت که اسمش را گذاشته بود «منطق ماشین دودی». می‌گفتیم منطق ماشین دودی چیست؟ می‌گفت من یک درسی را از قدیم آموخته‌ام و جامعه را روی منطق ماشین دودی می‌شناسم.

وقتی بچه بودم، منزلمان در حضرت عبدالعظیم بود و آن وقت‌ها قطار راه آهن به صورت امروز نبود و فقط همین قطار  تهران- شاه عبدالعظیم بود. من می‌دیدم که قطار وقتی در ایستگاه بود، بچه‌ها دورش جمع می‌شوند و آن را تماشا می‌کنند و به زبان حال می‌گویند: «ببین چه موجودی است!» معلوم بود یک احترام  برای آن قائل‌اند.

... (بقیه مطلب را در ادامه بخوانید و یا با کلیک بر روی تصویر زیر، آن را دریافت نمائید.)

ادامه نوشته

یادداشت

میدان انقلاب جای این کارها نیست!

كلاس آخرم كه تمام شد؛ از دانشكده زدم بيرون. هوا تاريك شده بود و خسته از يك روز كاري مي‌خواستم هر چه زودتر خودم را برسانم خوابگاه. ترافيك انساني پياده‌روهاي اطراف ميدان انقلاب سرعتم را گرفته بود. گاهي كه اين شلوغي با صداي بوق ماشين‌ها قاطی مي‌شود و مي‌رود روي اعصاب، وقتي خبري از سكوت و آرامش نيست و محكوم به شنيدن هستي؛ بهترين راه اين است كه گوشّت را به نواي هدفون بسپاري. اينگونه حداقل مي‌تواني صدايي را كه دوست داري براي شنيدن انتخاب كني.

... (بقیه مطلب را در ادامه بخوانید و یا با کلیک بر روی تصویر زیر، آن را دریافت نمائید.)

ادامه نوشته

بررسی عزاداری شیعیان در هند

هندی‌ها به حسینیه می‌گویند عاشورخانه!

روزهای آخر شهریور امسال زمینه‌ای فراهم شد برای سفری ده روزه به همراه تعدادی از اساتید و دانش‌آموختگان دانشگاهمان (دانشگاه امام صادق) به مقصد هندوستان. سرزمین هزار آیین. کشوری که قاطبه ایرانیان تصور درستی از ابعاد مختلف آن ندارند. یکی از مهم‌ترین محورهای این سفر بررسی وضعیت شیعیان هندوستان و امکان‌سنجی برای زمینه‌های همکاری دانشگاه با مراکز مختلف شیعی و دانشگاهی این کشور بود.

... (بقیه مطلب را در ادامه بخوانید و یا با کلیک بر روی تصویر زیر، آن را دریافت نمائید.)

ادامه نوشته

یادداشت ها

اللهم لبیک...

 وارد مسجد که شدم گیج می‌زدم، به خاطر رشته‌ام محو ساختمانش شده بودم. محو بزرگیش، طرح اسلیمیش.

نگاهم  به چندتا از همسفرام افتاد. آروم اشک می‌ریختند سرشون پایین بود. روشون نمی‌شد اشکشون رو کسی ببینه. تازه دو زاریم افتاد. بدنم یخ کرد. فهمیدم کجا رسیدم.کتاب حج دکتر از دستم افتاد. حرفاش تو گوشم بود. صدای لبیک تو فضای مسجد پیچیده بود. خم شدم که کتاب رو بردارم وقت بلند شدن نگاهم به اطراف افتاد همه یک‌دست سفید پوش، بی‌غل و غش.

... (بقیه مطلب را در ادامه بخوانید و یا با کلیک بر روی تصویر زیر، آن را دریافت نمائید.)

ادامه نوشته

خواهر و برادرهای متولد انقلاب اسلامی

از فقه و اصول و کلام تا حکمت و ریاضی و ادبیات عربی و فارسی را استاد بود. خانه‌ی محقرش در جنوب تهران، پایگاه سیاسی، دینی، علمی و ادبی برای همه بود. روحانی، استاد، دانشجو، شعرا و بازاریان و مردم عادی!

... (بقیه مطلب را در ادامه بخوانید و یا با کلیک بر روی تصویر زیر، آن را دریافت نمائید.)

ادامه نوشته

راه و چاه در کلام ره‌بر

از همان وقتی که دنیا به دهکده‌ی جهانی تبدیل شد، آدم‌ها به هم نزدیک‌تر شدند، و این موضوع باعث شد ارتباطات در جامعه حرف اول را بزند. برای موفقیت یا بهتر بگویم برای این که دیگران فکر کنند تو موفق هستی باید روابط عمومی بالایی داشته باشی، باید بتوانی ارتباط برقرار کنی (زن و مردش هم فرقی نمی‌کند!) اما در این عصر ارتباط، بعضی از واژه‌ها دارند غريبه می‌شوند برایمان! واژه‌هایی مثل «نامحرم»، «حیا»، «عفت»، «حجاب» و...

... (بقیه مطلب را در ادامه بخوانید و یا با کلیک بر روی تصویر زیر، آن را دریافت نمائید.)

ادامه نوشته