جلد (شماره 26)

در هجوم اشتباهات

فهرست (شماره 26)

یادداشت

این نقش‌ها روزی مال من بود

روحانی مجلس که از پله‌های منبر بالا می‌رفت تا روی پله یکی مانده به آخر بنشیند، خودکار بیک و دفترچه کوچک جلد آبی‌‌‌م  را بیرون می‌آوردم. حرف‌های آن روزها را دقیق یادم نیست اما حتما حرف‌های خوبی بوده‌اند که با آن سن و سال دلم می‌خواست بنویسم‌شان. حتم دارم یک جایی توی پستوی ذهنم جا باز کرده‌اند برای خودشان.

مداح که شروع می‌کرد به خواندن، همه‌ا‍‌ش منتظر بودم قصیده خوانی‌اش که فقط حوصله کودکانه‌ام را سر می‌برد تمام شود و چراغ‌ها را خاموش کنند؛ انگار تا فضا تاریک نمی‌شد روضه به دلم نمی‌نشست، هنوز هم شبیه بچگی‌هایم هستم.

 ... (بقیه مطلب را در ادامه بخوانید و یا با کلیک بر روی تصویر زیر، آن را دریافت نمائید.)

ادامه نوشته

کلام رهبر

خیال ­کردید همچنان  انقلابی هستید! 

اصولاً سه دسته آدم بیشتر نداریم: گرگ، گوسفند و انقلابی (یا همان ظالم و مظلوم و انقلابی). انقلابی کسی است که پس­فردا خدا او را نه برای ظلم کردن و نه به خاطر سکوت مقابل ظالم مؤاخذه نخواهد کرد. مردانه پای حرف حق می­ماند و با گرگ‌ها هم دست به یقه می­شود. نه فقط برای خودش؛ حتا برای مظلومی که توان دفاع از خود را ندارد. این که روحیه انقلابی در شرایط بحرانی و متلاطم (مثل زمان اوایل انقلاب و در طول جنگ) بارزتر است، توضیح زیادی نمی­خواهد. اما در شرایطی که گرگ­ها کمی فاصله گرفته‌اند و انسان می‌تواند احساس کاذب امنیت داشته باشد، احساس انقلابی بودن خیلی ارزشمندتر از زمانی است که گرگ­ها به تو نزدیک هستند و دارند پیراهن تو را پاره می‌کنند. الان که دیگران همه تو را به زندگی بره‌وارانه دعوت می­کنند، انقلابی بودن زیباست. الان اگر انقلابی باشی معلوم می‌شود که چشم و دلت بیناتر، قدت بلندتر و کشیده‌تر، و برای دیدن آن نقاط دوردست از همیشه بیشتر آمادگی پیدا کرده‌ای.

 ... (بقیه مطلب را در ادامه بخوانید و یا با کلیک بر روی تصویر زیر، آن را دریافت نمائید.)

ادامه نوشته

پرونده 1

روضه اهل بیت را چند می فروشی؟

همیشه به رفقایم می گویم هیئت را دو چیز می گرداند؛ عشق و پول! همه کسانی که در برپایی هیئت به نحوی نقش دارند یا به پای عشق شان آمده اند، یا معطل پول مانده اند و جالب اینکه در بیشتر اوقات فقط یکی از این دو مقوله زیر یک خیمه می گنجد. پس جمله ام را این جور تصحیح می کنم: هیئت را دو چیز می گرداند؛یا عشق یا پول!

خدا بیامرز شهید مطهری می گفت:«هدف وسیله را توجیه نمی کند.» این یعنی ما به هر وسیله ای نمی توانیم جمعیت جمع کنیم پای پرچم ارباب! خواه آن وسیله شام های چرب و چنان باشد، خواه «مداح نماهایی» که آلبوم مشکل اخلاقی و اعتقادی اند!

پیشنهاد من برای پرونده این نشریه به این دلیل بود که اگر قبلاً گاه گاهی از گوشه و کنار خبر می رسید که فلان مداح فلان جا خوانده و فلان پاکت گزاف را گرفته چشماهایمان گرد می شد و کلی نچ نچ می کردیم و سر تکان می دادیم. اما الان این موضوع آنقدر تکراری شده که دیگر برایمان جا افتاده و حتی شده یکی از مخارج ثابت هیئت هایمان! هربار که در هیئت به این موضوع بر می خورم و با بزرگترهای خودم در این مورد مشورت می کنم بیشتر حس می کنم که  همه با آن به عنوان یک عرف کنار آمده اند و تسلیمش شده اند.

 تا الان که دارم می نویسم از هر زاویه ای نگاه می کنم نمی توانم دلیل و توجیهی بیاورم برای کسی که در عالم نوکری اهل بیت، چشم داشت مالی هم دارد. مثلاً کسی که صدای خوشی داشته و از بین جاهایی که می توانسته از آن استفاده ببرد، دستگاه اهل بیت علیهم السلام را انتخاب کرده یا به پای عشقش آمده یا محض سود مالی! تعارف که نداریم این دو تا با هم جمع نمی شوند. این شاخص برای همه صدق می کند: آشپز، متخصص برق و صوت و...! در غیر این صورت به آنها بهتر است به عنوان شغلهایی نگاه کنیم که در قبال دست مزد در هیئت ازشان خدمات می گیریم.

ولی آیا می شود به مداحی به چشم شغل نگاه کرد؟ حتی اگر شغل هم باشد، پول های بی زبانی که به عنوان «صله های بی در و پیکر» این روزها مطرح می شوند، منطقی است؟ آیا مداحان و هیئتی هایی که برای رسیدن به نیت های بی ارزش شان، با اعتقاد مردم بازی می کنند، جواب و توجیهی برای صاحب پرچم خواهند داشت؟ «وای به آن ساعتی که پرده بر افتد!!!»

محمد قاسم زاده

(با کلیک بر روی تصویر زیر، این مطلب را دریافت نمائید.)

پرونده 2-3

پا روی آبروی امام حسین علیه‌السلام نگذارید

مصاحبه با آقای اخباری

اشاره: بعید است مثل سهراب اهل کاشان باشی و یک بار هم شده پای یکی از روضه هایش نشسته نباشی یا نوار یکی از مجالسش به گوش نخورده باشد! مگر اینکه هیئتی نباشی! حاج اسماعیل اخباری دیگر تبدیل شده به آرم مداح های کاشان. یعنی هر جور بخواهی به مقوله مداحی در کاشان بپردازی باید از او شروع کنی. به همین خاطر گزینه ای بهتر و جامع تر برای مصاحبه در خصوص وضع موجود پاکت مداحی در هیئت های کاشان برای مان قابل تصور نبود.

 شما چقدر با صله، هدیه، پاکت یا هر چی که اسمش را می‌شود گذاشت برای مداح‌ها موافق یا مخالف هستید؟ چه جایگاهی دارد؟ چه توجیهی دارد؟

ما باید از قدیم الایام از مادحین اهل بیت درس بگیریم یه مداح که بالای منبر می‌رفت هم منبری بود و هم مداح مثل علامه، حاج شمشیری، اسماعیل چاووش، ماشاالله چاووش، مرحوم مرشد زاده و امثالهم.

 ... (بقیه مطلب را در ادامه بخوانید و یا با کلیک بر روی تصویر زیر، آن را دریافت نمائید.)

ادامه نوشته

پرونده 4-5

رسانه و فروشگاه های محصولات هیئتی را یادمان نرود.

 1) یادم نمی‌رود مغازه‌ای را که نبش کوچه ورزشگاه چهل جریب تازه‌ترین محصولات صوتی مذهبی را می‌آورد و از قرائت‌های جدید «جواد فروغی» تا «مدینه شهر پیغمبرِ» حاج منصور، سیل جمعیت را دور خود جمع می‌کرد. قبل‌ترش هم همان روزها که هنوز این همه خواننده و نوازنده، دکان و دستگاهی راه نینداخته بودند بازار محصولات صوتی فرهنگی در انحصار آهنگران و کویتی‌پور و فخری بود. شرکت «نغمه‌سرای اسلامی» را یادتان می‌آید؟ عکس مداح‌ها را می‌زد روی جلد نوارها و فروشنده مغازه هم مثل حالا آن را از باند مغازه‌اش پخش می‌کرد. این‌طور بود که نوار کاست مداحی دست به دست می‌شد و در هر شهر هم لابد مثل کاشان عکس مداحان بومی را - علاوه بر ذاکرین معروف کشوری -  روی جلد نوارها می‌زدند و فروشنده‌ها به این طریق، هم آثار مداح‌ها را عرضه می‌کردند و هم در ازای این فعالیت، «شغلی» داشتند و کاسبی خود را می‌کردند. اما به تدریج و با پیشرفت سیستم‌های ضبط، نوارهای کاست دیگر از گردونه خارج شدند و آرام‌آرام سروکله CDها پیدا شد. با ورود سی‌دی‌ها مدتی طول کشید تا جای پای لِیبِل‌ها و عکس‌های رنگی مداح و سخنران بیاید روی سی‌دی. اما به هر حال امروز کار سیستم پیشرفته تبلیغات مذهبی از این‌ها هم گذشته و فروشگاه‌ها ـ حتی پاساژهای اختصاصی محصولات هنری هیئت ـ به وجود آمده است که بر پایه فروش آثار مداح‌ها و سخنرانان معروف می‌چرخد.

 ... (بقیه مطلب را در ادامه بخوانید و یا با کلیک بر روی تصویر زیر، آن را دریافت نمائید.)

ادامه نوشته

پرونده 6-8

 پاکت شده درجه اعتبار مداح!

اشاره: اول فکر می کردیم به خاطر مشکلاتی که مصاحبه های قبل مان برایش پیش آورده بود دیگر برای حرف زدن به مان پا ندهد ولی این بار هم «نه» نگفت. این یعنی محمود شریفی برای کار فرهنگی آیینی دلش می طپد. قرار مصاحبه را که گذاشتیم یادمان افتاد جایی برای مصاحبه نداریم. با هماهنگی ایشان رفتیم دفتر کار آقای مسعود نیا که اتفاقاً مداح هم هست.  بعد از کمی گفتگو با آقای شریفی، آقای مهردادیان هم که اتفاقی آمده بود سری به دوستش بزند، به جمع ما اضافه شد. فضای صمیمی و حضور رفقا باعث شد تا مصاحبه مان تبدیل به گپ خودمانی بشود و صحبت مان گل بیاندازد. مطلبی که می خوانید گلچینی از کلی خاطره وحرف های خوب آن‌روز است.

 بیرق: شما چقدر با صله، هدیه، پاکت یا هر چه که اسمش را می‌گذارند برای مداح‌ها موافق یا مخالف هستید؟ از نظر علما تا چه حدی موجه دانسته شده است؟

شریفی: در افعال شرعی 5 نوع فعل داریم: واجب، مستحب، مباح، حرام، مکروه. ثنای اهل بیت و ذکر اهل بیت مستحب است. در بحث مستحبات علما گفتند که اجرت دادن اشکال ندارد که معلوم و معین بشود؛ یعنی بگویی آقا من فلان قدر می‌گیرم نیم ساعت می‌خوانم. از نظر شرعی ایراد ندارد. اما از نظر آداب نوکری کسی که بپذیرد با اهل بیت معامله کرده، فضای نوکریش هم قیمتش خیلی می‌رود بالا و دیگر نمی‌شود رویش حساب دنیایی کرد. مثلا مداح و نوکر نیم‌ساعت در خدمت هیأت باشد ده میلیون بدهیم، یا یک میلیارد بدهیم بهش بازم حقش ادا نمی‌شود، اما از آن طرف هم کسی که مدال نوکری اهل‌بیت را دارد آیا می‌پذیرد دعوتش کنند، ده شب بیا منبر و برو، اگر بگوید پنج میلیون می‌گیرم، دو میلیون می‌گیرم یا سه میلیون می‌گیرم، هیأت که چاره‌ای ندارد باید بدهد. مداح هم از لحاظ شرعی هیچ معذوریتی ندارد که بگوید این‌قدر می‌گیرم، می‌خوانم؛ اما از لحاظ شأن نوکری، خودش شأنش را آورده پایین. 1- به خاطر نوکریش 2- به خاطر این‌که روی یک کار خدایی قیمت دنیایی می‌گذارد و این اوج بی‌حرمتی و بی‌ادبی است. ما مداح اهل‌بیت نیستیم ما مدح‌خوان و ذاکر اهل‌بیت هستیم. فقط خدا و خود اهل‌بیت هستن که مداح هستن. کلام به این تقدس و فرازمینی، قیمتش هم باید فرازمینی باشد و اگر کسی بخواهد قیمت زمینی روی این جنس فرازمینی بگذارد ظلم کرده است.

 ... (بقیه مطلب را در ادامه بخوانید و یا با کلیک بر روی تصویر زیر، آن را دریافت نمائید.)

ادامه نوشته

پرونده 9 - متن کامل مصاحبه با خانم حاج بابایی

اشاره: به جرئت می‌گیم که بعیده اهل منبرو وعظ باشی و با نام و صدا و جنس کلامشون آشنا نباشی، جوونترای ِمنبری بویژه دانشجوها و دانش آموزان، انس و قرابت خاصی با شخصیت و روحیات و حتی پاتوق کتاب و مطالعاتیه طبقه ی پایین منزلشون دارند که شاید از تقوایِ 14 سال تبلیغشون نشئت میگیره!

ساعتِ وعده نشده در تقویم برنامه های هفتگیشون حکم کیمیاست و نایاب!

نتونستم از کارنامه ی تبلیغیشونی سر در بیارم از بس که تواضع به خرج دادند و اکتفا کردند به همین چند مورد؛ مدرس دانشکده فنی و حرفه ای فدک و دانشگاه کاشان، تنها مشاور مذهبی دبیرستان های دخترانه کاشان، مربی عقیدتی و سیاسی بسیج، مربی طرح های معرفتی فرمانداری، مسئول فرهنگی بند نسوان زندان کاشان.

هیچ چیز حتی بارش بارون یکی از شبای دیماه و مشغله زیاد و دغدغه ی دفاع از پایان نامه سطح سه شون توی خردادماه و شیطنتای محمد حسین ِ چهار سالشون نتونست مانع دیدار اهالی بیرق و سرکار خانم «لیلا حاج بابائی» بشه.

بیرق: تعریف مداح حقیقی از نگاه اهل بیت و تفاوتش در فرهنگ عامه ما چیست؟

در فرهنگ عمومی مداح کسی است که خوش صداست، سبک ارائه می دهد،کسیکه آواز می‌خواند، روضه می‌خواند اما در فرهنگ اهل بیت مداحی اصلا به صدا نیست، بلکه چیزی که از جان طرف بر بیاید و در مورد حقیقت وقایع  مدیحه سرایی کند، این رو بهش میگن مداح! نه تنها در شهادت بلکه در مدح اهل بیت، مثلا مداح می‌شود محتشم که حضرت رسول لبانش را می بوسد چون یک واقعه ای را با همه وجودش، با همه حقیقتش بیان کرده! این می‌شود مداح واقعی. شايد به نوعي مداحي يك نوع تبليغ باشه! امام سجاد (ع) يك مداح به تمام معناست؛ يك مداح مبلغ! باید این تعریف در بین مخاطب  فرهنگ سازی شود تا هم من مبلغ و مداح  اذیت نشوم و هم مخاطب آگاهی اش برود بالا تا وقتی من مداحی عادی می‌خوانم مخاطب همان لذتی را ببرد که از چهچه زدن می‌برد.

 ... (بقیه مطلب را در ادامه بخوانید و یا با کلیک بر روی تصویر زیر، آن را دریافت نمائید.)

ادامه نوشته

شعر

تقدیم به خاتم‌الانبیا صل‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم

شصت و سه سال زندگی‌ات مهربان گذشت
با کیسه‌های وصله‌ایِ آب و نان گذشت
شصت و سه سال زندگی‌ات بین کوچه‌ها
در بنده‌ی خدا شدن این و آن گذشت
گاهی میان دورترین خانه­ی زمین
گاهی میان دورترین آسمان گذشت
گاهی کنار سفره‌ی بیوه زنان شهر
گاهی کنار خاطره‌ی کودکان گذشت
 ... (بقیه مطلب را در ادامه بخوانید و یا با کلیک بر روی تصویر زیر، آن را دریافت نمائید.)

ادامه نوشته

داستان

هزاران زن مثل من

«نه ام بشیر، نه ام اسحاق و نه سلمی و هند و ام کلثوم! قرعه به نام او افتاده بود. او که بعدها مسمه الازواج می‌خوانندش؛ جعده بنت اشعث!»

صدایی می‌شنوی؛ چشم از کتاب برمی‌داری. نوری خفیف از پنجره‌ی آشپزخانه روی کابینت‌ها می‌افتد و همان‌جا محو می‌شود؛ کتاب را می‌بندی و بلند می‌شوی. از حاشیه‌ی پنجره سرک می‌کشی؛ ماشین شهرداری در سیاهی شب گم می‌شود. روی شهر خاک گور پاشیده‌اند انگار! سرد و ساکت و بی‌رمق!

 ... (بقیه مطلب را در ادامه بخوانید و یا با کلیک بر روی تصویر زیر، آن را دریافت نمائید.)

ادامه نوشته

امام رضا

هزار تکه شد این من به لطف آینه هایت

در این چند روزی که اینجا هستم این اولین باری است که دل به دریا زده‌ام و آمده‌ام در محدوده استحفاظی فرشتگان مقرب. حال و روزت که مثل من باشد؛ سعی می‌کنی خودت را اطراف ضریح آفتابی نکنی. با این استدلال که: «حداقل ادای آدم‌های با حیا را که می‌توان در آورد!»

تکیه زده‌ام به این سنگ‌های سبز رگه‌دار. خودم را از روی قالی‌ها کمی این‌طرفتر می‌کشم پاهايم را مي‌چسپانم به سنگ‌هاي كف حرم تا خنكي‌اش در بدنم جاري شود. وقتي حس و حال دعا و نماز نداشته باشي؛ عبادتي لذت بخش‌تر از ديد زدن زائران آقا نيست.

 ... (بقیه مطلب را در ادامه بخوانید و یا با کلیک بر روی تصویر زیر، آن را دریافت نمائید.)

ادامه نوشته

پیامبر

آن مرد آسان بود

 در سال‌های جوانی، من و دوست‌هایم خیلی افتاده بودیم تو خط اخلاق و اعتقاد. نه این که ما خیلی خاص باشیم، آن موقع تب کلاس و جلسه اخلاقی و تقوایی داغ بود. تلویزیون پشت هم از همین برنامه‌ها و توصیه‌ها پخش می‌کرد. یک دنیا دستور نکنید و بکنید توی سرهای ما چرخ می‌خورد. می‌خواستیم خوب باشیم و خوب بودن آن روزها خیلی سخت شده بود. مدام داشتیم خودمان را مجبور می‌کردیم که مثل حضرت رفتار کنیم. نمی‌شد. نمی‌توانستیم. به خودمان فحش می‌دادیم. ناامید می‌شدیم. فکر می‌کردیم عیب‌های اساسی داریم و دیگر درست شدنی نیستیم.

 ... (بقیه مطلب را در ادامه بخوانید و یا با کلیک بر روی تصویر زیر، آن را دریافت نمائید.)

ادامه نوشته

امور مشترکین (شماره 26)

یک سنگ بزرگ، یک سنگ کوچک

شنیدید که می‌گن سنگ بزرگ نشونه نزدنه؟! من که هیچ وقت نفهمیدم منظور از سنگ بزرگ اونیه که باید پرتابش کنیم یا اونیه که باید هدف بگیریمش! شاید بی‌ربط به نظر برسه؛ اما اینو از این جهت می‌گم که از این شماره، دوره اشتراک مخاطبینی که تا حالا نشریه رو دریافت می‌کردند به  سررسیده و مجدد باید زحمت بکشند و اشتراکشون رو تمدید کنند.

 ... (بقیه مطلب را در ادامه بخوانید و یا با کلیک بر روی تصویر زیر، آن را دریافت نمائید.)

ادامه نوشته

صفحه پایانی (شماره 26)

(با کلیک بر روی تصویر زیر، این مطلب را دریافت نمائید.)