صفحه نخست (شماره 24)
فهرست (شماره 24)
یادداشت
امام زمان ظهور نمی کند!
گوشهای از دفتر مدرسه نشستهام و دارم برای دانش آموزهایم خاطره مینویسم. رسیدهام به این جمله که:«با لب گشودن تو، با السلام علیک یا قائم آل محمد، رستگار شدم.» با خودم میگویم «اگر امسال هیچ چیز مفیدی از من یاد نگرفتن، این السلام علیک گفتنها کار خودش رو میکنه، بلکه همین واسطهی عاقبت بخیری ما بشه.»
با صدای مستخدم مدرسه به خودم آمدم که میگفت: «شنیدین امام زمان داره ظهور میکنه! می گن اکثر نشونههای ظهور اتفاق افتاده!!» معلمها با تعجب نگاهش میکنند. توی دلم بهش میخندم و بلند میگویم:«مگه الکیه! کلی مقدمات میخواد تا آقا ظهور کنه. بعیده؛ اینقدر ساده نباشید». بقیه از حرفهایم جا میخورند! دوباره سرم را پایین میاندازم و کارم را ادامه میدهم.
... (بقیه مطلب را در ادامه بخوانید و یا با کلیک بر روی تصویر زیر، آن را دریافت نمائید.)
جاهدوا في الله حقّ جهاده
سالهاست تا صحبت از انقلاب و اسلام و دين و اينجور مسائل ميشود، بحث به اينجا ميرسد كه «بله! اسلام روش نهايي زندگي است» و «انقلاب گفتمان جديدي را در سطح دنيا مطرح كرده» و «براي زندگي برنامه جديدي داريم» و... و البته همه ما هم با علم حضوري (يعني از ته دلمان!) درست بودن اين حرفها را باور كردهايم. اما خيلي وقتها غافليم از اينكه «خوب! اين برنامه جديد كو؟»
... (بقیه مطلب را در ادامه بخوانید و یا با کلیک بر روی تصویر زیر، آن را دریافت نمائید.)
موضوع پرونده: نگاهی به فعالیت هیئت های سیاسی از 15 خرداد 42 تا کنون
شد موسم یاری مولانا خمینی
اشاره: هيئت و مجلس ذكر مصيبت اهل بيت از همان آغاز، سياسيترين و بيداركنندهترين اجتماع شيعيان بوده است. از همان روزي كه به فرموده امام باقر عليه السلام ده روز در منا مجلسي برپاشد، تا همين امروز كه جهان تشنهي منتقم خون حسين است... 15 خرداد 42 نيز در زمان ما يادآور حماسهاي ديگر از خون حسيني در رگهاي شيعه علي است. چه بسيار دستههايي كه در آن روزهاي آتش و گلوله در سراسر كشور به راه افتادند و قُرُق بازارها و خيابانها را با عزت و شجاعت در همراهي با خميني كبير و ولي زمان شكستند و خون خود را نثار اين راه نمودند.
امسال اما در سالگرد حماسه نيمه خرداد 42، پرونده بيرق را اختصاص دادهايم به بزرگداشت خاطره «هيئت قاسمي سرپلْه» تا ضمن يادي از آن روز پرحادثه و پيرغلامان اين هيئت عاشورايي، نگاهي بيندازيم به وضع هيئتهاي شهر، و حال و روزشان در مقايسه با دستههاي عزت و غيرتي همچون امثال هيئت قاسمي. باشد كه ما نيز با تكيه بر گذشتهي پرافتخار هيئتهاي شهرمان، از آرمان حسيني پا پس نكشيم و در مقابل حيلهها و نفاقهاي امروز، پاسدار خوبي براي خيمههاي بصيرت و ولايت باشيم.
... (بقیه مطلب را در ادامه بخوانید و یا با کلیک بر روی تصویر زیر، آن را دریافت نمائید.)
بزرگداشت خاطره 15 خرداد سال 42 هیئت قاسمی سرپله
شعری که بوی خون می داد
چون نزدیک به روز 15 خردادیم، قرار هست نشریهای چاپ کنیم و در آن فعالیت هیئتهای کاشان را در زمان انقلاب بررسی کینم. به هر کوچه و پسکوچهای رفتیم، دیدیم که هیئت قاسمی سر پله، جرقهی فعالیتهای هیئتی را بین همه هیئت ها زده؛ زمانی که سال 42 دسته حماسه را به طرف بازار راه انداخته. ما در مورد اینکه، چرا این کار را کردید و چطور شد که این کار را کردید یک سری اطلاعات می خواهیم. چه کسانی همراهیتان کردند؟ چه کسانی مخالفت کردند؟ برای ما تعریف کنید.
بسم الله الرحمن الرحیم. ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجات. 15 خرداد سال 42 نوحه خوان ما، رضا رضوانیان بود که مرحوم شدند. از بزرگان هیئت ما، علی آقای یادگاری، عباس رهبری که ناظر هیئت بود، حاج عباس فتاحی، حاج اکبر داوودآبادی جزو هیئت امنا بود که فوت شدند، حاج محمد غفار که زنده است، آقای حاج محمد جهان آرایی؛ باید بشناسیدش.
... (بقیه مطلب را در ادامه بخوانید و یا با کلیک بر روی تصویر زیر، آن را دریافت نمائید.)
ما آقایمان را میخواهیم
ما آقایمان را میخواهیم
من دقیقا 86 سالم است که اگر به قمری حساب کنیم تقریبا 90 سال میشود. خدا حاجآقای رضوانیان را بیامرزد، پسر اوستا میرزای یزدی. مال یزد بودند که دو تا برادر آمدهبودند کاشان. ایشان به تهران میرفت و نوحه های عالی میآورد و هیئت را، 8 دسته کرده بود. 20- 30 تا دانشگاهی در هیئت ما سینه میزدند. عکسبرداری و فیلمبرداری میکردند.
روز 15 خرداد، محمد سیاح از تهران نوحه آورد تا فردایش که روز یازدهم هست، در بازار این را بخوانند. خدا بیامرزدش عباس رهبری را که با پلیتیک مخالفت میکرد که نخوانید، گرفتار خواهید شد. ولی گوش ندادند.
... (بقیه مطلب را در ادامه بخوانید و یا با کلیک بر روی تصویر زیر، آن را دریافت نمائید.)
چهره شناسی
الف) مداحان و سخنرانان پیش از انقلاب
1.حاج محمد رسول زاده: از شاخصترین چهرههای مذهبی و هیئتی سیاسی. نماینده فدائیان اسلام و شهید نواب صفوی در کاشان. بنيانگذار هيئت بني الزهرا. اعدام انقلابی دکتر سلیمان، پزشک یهودی که علنا اهانت به قرآن میکرد و مغازه شرابفروشي داشت، توسط او و دو نفر از دوستانش و با اجازه فقهی از علمای قم برنامهريزي و انجام شد.
2.آمیر سیدعلی فخرزاده: منبری مجالس شاه بود و در مسجد صادقیه کاشان هم سخنرانی میکرد. در منبرهایش برای شاه دعا میکرد و به مبارزات مردمی اعتراض میکرد. علما، نشستن پای منبرش را تحریم کردند.
... (بقیه مطلب را در ادامه بخوانید و یا با کلیک بر روی تصویر زیر، آن را دریافت نمائید.)
گزارش تحلیلی: چرخش در هيئتهاي سياسي بعد از جنگ
1- دو سال بعد از پايان جنگ، سال 1370 بود که هر هفته، صبحهای جمعه مجلسي بينام و نشان در کاشان پا گرفت. عمود اين خيمه، روحاني جواني بود كه مطالب نو ميگفت، خوب روضه ميخواند و در کنار خود با حضور مداحان بیریایي مثل حاج حسین شیوا، حاج اصغر فتاحی و صداهای جوان و جدیدی چون سید محمد لحمی، محسن افشاری، محمود شریفی و... از مجالس ديگر شهر سبقت ميگرفت. به مرور زمان، عنوان پرچمهای کوچکی که برای دادن نشانی سر کوچه پس کوچهها نصب میکردند، شد عنوان جلسه و برای اولین بار به صورت جدی در شهر محفلی حول محور یک روحانی و همراهی گروهی از مداحان شکل گرفت. «جلسه یا حسین کاشان» با مسئولیت شیخ مرتضی صادقی.
... (بقیه مطلب را در ادامه بخوانید و یا با کلیک بر روی تصویر زیر، آن را دریافت نمائید.)
ببخشید، بیشتر هيئتها هرز ميروند!
ميزگردي صميمانه و خودماني با حاج ابوالفضل هاشمي مسگر
مداح اهل بيت؛ یکی از جانبازهای دوران انقلاب و داماد اولين شهيد انقلاب اسلامي در كاشان
اشاره: با حاج ابوالفضل هاشمي در دفتر بيمهاش مصاحبه كرديم. نماينده بيمه البرز بود حاجي و همين نمايندگي و مغازهاش در فلكه مستضعفين هم، صدق سخنش را بيشتر به ما نشان ميداد. جابهجاي اين مصاحبه حاجي ميناليد از ريخت و پاشهايي كه امروز در هيئات كاشان ميشود و به اين وسيله هم مداح، هم منبري و هم كل هيئت را خراب ميكند. از دل حرفهاي حاجي كمكم كار به جايي رسيد كه دو سه نفري و البته با محوريت حاج آقاي هاشمي مسگر پيرامون ويژگيها و نمونههاي امروزي يك هيئت انقلابي با ظرفيتهاي موجود در كاشان گپ زديم كه حاصلش پيش روي شماست.
... (بقیه مطلب را در ادامه بخوانید و یا با کلیک بر روی تصویر زیر، آن را دریافت نمائید.)
بابا چند بخشه؟ دو بخشه
معلم وسط کلاس رو به دانش آموزان ایستاد و داد زد: بابا؛ چند بخشه؟ بچهها جیغ کشیدند: 2 بخشه. بعد معلم، یکی از دستهایش را از کنار گوشش ـ مثل فرماندهی که بخواهد فرمان آتش بدهد ـ پایین آورد و کشیده گفت: باآآآآ... و بعد با پایین آمدن دست دیگرش، بخش دوم را کشید: باآآآآ!
من آنروز یاد گرفتم بابا 2 بخش است. بعدها هم که کلمه پدر را بخش کردم، دیگر به این یقین رسیدم که 2 بخشی بودن کلمه بابا و پدر ـ مثل همهی کارهای دنیا ـ بیحکمت نیست. وقتی به همهی باباهای دور و برم نگاه میکردم، میدیدم باآآآآآی اول، همان است که در اولین درسهای کلاس اول ابتدایی خوانده بودیم؛ بابا، نان داد. بابا آب داد. یعنی؛ دادن آب و نان به اهل و عیال، بخش اول باباییِ مردها است، فقط به مرور زمان کمی آب و تابش زیاد میشود. از خرج مای بیبی تا شهریه دانشگاه و... کنارش اضافه میشود که البته آن هم به جایی بر نمیخورد!!
... (بقیه مطلب را در ادامه بخوانید و یا با کلیک بر روی تصویر زیر، آن را دریافت نمائید.)
گفتگو با حجت الاسلام حسین حسامی
روز پدر روز پدرهاست، نه روز بچهها
اشاره:
*طلبه پایه چهارم حوزه بود که رسما روحانی هیئتمان شد. بچههای عشاق «شیخ حسین» صدایش میکنند و حرفهایش خط کش کارهای هیئتمان است. بزرگترین حسنش خودمانی بودنش است از همان اوایل طلبگی تا الان که یکی از مبلغین نهاد رهبری در دانشگاه شده.
*خیلیها کنارمان میکشیدند و خیرخواهانه میپرسیدند: چرا در بیرق از آقای حسامی نشانی نیست؟ یا میگفتند: انصافا جای آقای حسامی در بیرق خالی است. نه اینکه خودمان این را نفهمیده باشیم؛ اما چاره چه بود وقتی آقای حسامی همیشه میگفت؛ روحانیجماعت بیشتر از نوشتن با خطابه مانوس است. خودم همیشه اعتقاد داشتم؛ کسی مثل حسین حسامی اگر فردی بیرون از مجموعه عشاق الحسن علیه اسلام هم میبود؛ جا داشت در بیرق از وجودش استفاده شود چه برسد به اینکه یکی ارکان هیئت عشاق باشد. با این اوصاف، نبودنش در بیرق میشد یکی از مصادیق بارز کفران نعمت!
... (بقیه مطلب را در ادامه بخوانید و یا با کلیک بر روی تصویر زیر، آن را دریافت نمائید.)
مرز شیشهای! (داستان کوتاه)
فسبحان الذی بیده ملکوت کل شیء و...
چشم از آیههای قرآن جیبی کوچکم برمیدارم. عینکم را هم از چشمم! همانطور که قرآن و عینک را توی کیف دستیام میگذارم، مستأصل میگویم: بلند شو ابراهیمی! لنگ ظهر است. الان تمام مغازهها میبندند و من میمانم و یک دنیا کار روی زمین مانده! فردا نیمه شعبان است ابراهیمی!
یادت هست؟! سر تولد مهدییار بود که نذر کردی سالم باشد و صالح، تا هستیم سنگ تمام بگذاریم نیمههای شعبان را! یادت هست ابراهیمی؟! اصلا برای همین اسمش را گذاشتیم مهدی! مهدییار! باید به مهدییار زنگ بزنم؛ به هانیه هم!
... (بقیه مطلب را در ادامه بخوانید و یا با کلیک بر روی تصویر زیر، آن را دریافت نمائید.)
ای انتهات مثل خداوند، لامکان (شعر)
نذر عمه سادات
آتشفشان زخم منم، داغ دیدهام
خاکسترم، بهارِ به آتش کشیدهام
از لحظهای که رفتی و دیگر ندیدمت
من کشتهی وداع تو هستم، شهیدهام
گودال زخم، جان به لبم کرد روی تل
بیتابم از فراز و نشیبی که دیدهام
... (بقیه مطلب را در ادامه بخوانید و یا با کلیک بر روی تصویر زیر، آن را دریافت نمائید.)
شکرستان
این شعار حرام است!
*الآن بهترین موقعیته، برای کمک به پیروزی انقلاب هم هست! نیت بدی هم که نداریم. آمار شهدای ١۵خرداد رو بالا میگیم، خیلی بالا، این ننگ به رژیم هم میچسبه!
بهشتی بدون تعلل گفت: با دروغ میخواهید از اسلام دفاع کنید؟ اسلام با صداقت رشد میکنه نه دروغ!
... (بقیه مطلب را در ادامه بخوانید و یا با کلیک بر روی تصویر زیر، آن را دریافت نمائید.)
امور مشترکین
تورم چهارصد در صد
*مشترکین محترمین و محترمات که الان در حال مطالعه نشریه بیرق هستید؛ لطف کنید؛ منت بگذارید؛ زحمت بکشید؛ اسم و فامیل شریفتان را برای ما پیامک کنید تا بچههای واحد مشترکین از رسیدن نشریه بدست شما مطمئن شده و در صورت نیاز پیگیریهای پستی لازم را انجام دهند.
... (بقیه مطلب را در ادامه بخوانید و یا با کلیک بر روی تصویر زیر، آن را دریافت نمائید.)

















نشریه فرهنگی بیرق - هیئت فرهنگی عشاق الحسن (ع) ، کاشان - برای دریافت کل نشریه می توانید به بخش پیوند ها مراجعه نمائید .