باری دیگر؛ کدام فاطمه فاطمه است ؟
هر سال فاطمیه، با رفقای هیئت، به هم میگوییم: «امسال برای فاطمیه باید کاری بکنیم، بهتر از پارسال!» هر سال مطلبی مینویسیم و روضهای هم میگیریم. ولی راستش را بخواهید به دل خودمان نمیچسبد. همیشه احساس میکنیم «آن» نبود که میخواستیم و یک چیزی کم داشت. میفهمیدیم یک جایی را اشتباه میرویم، ولی نمیفهمیدیم،کجا؟! تا اینکه سرحرف از این جا باز شد که محسن صفایی گفت:
«راستش را بخواهید هر سال ایام فاطمیه که میشود دلم از هیئتهایی میگیرد که مصیبت و غم فاطمه زهرا را به دردها و رنجهای جسمی تنزل میدهند و العیاذبالله انگار که برای زنی بیکس و بیپناه دل بسوزانند، روضه میخوانند و زنجموره میکنند. طاقت ندارم در مجلسی بنشینم که اهل آن تنها برای بیحرمی و نداشتن بارگاهِ خانم، کلی بیتابی میکنند و میخوانند که: «آخر یه روز شیعه برات حرم میسازه»! پای رفتن ندارم و ترجیح میدهم خودم گوشهای بنشینم و برای خودم گریهکن غمهای بزرگ فاطمه شوم. نمیدانم چرا حس میکنم باید برای پیدا کردن مجلس روضهی فاطمهای که ایستاد و حماسه آفرید و اولین معلم گریه ولایی و سیاسی شد هر سال از این هیئت به آن هیئت و از این مجلس به مجلسی دیگر بروم و روضه فاطمهی قد خمیدهی ترحم برانگیز را بشنوم.»
قرار شد برگردیم و ریشهایتر، تاریخ را مرور کنیم. میخواستیم به این برسیم که؛ چرا فاطمیه، مادرِ ماه محرم است و اصلاً چرا برای بچههای هیئتی و انقلابی، دانستن تاریخ فاطمیه، باید مهم باشد؟حتماً برای شما هم پیش آمده که حرفهای تلنبار شدهی توی دلتان را کس دیگری بگوید و شما هم حال کنید. حمزه جعفری یکی از آن حرفها را رو کرد و گفت:
«اگر او نبود و اگر همهی ائمه در این راه، از او پیروی نمیکردند، امروز اسلامی وجود نمیداشت. ما هم اگر در مسلمان بودن خود، به اسلام فاطمي پايبند نباشيم و تفكرات سياسيمان را با انديشههاي حضرت زهرا سلام ا... علیها تطبيق ندهيم و عينك بصيرت فاطمي را بر چشم نگذاريم؛ در مواقعي كه ديگر چشم ظاهري توانايي درك حقيقت را ندارد، راه را گم خواهيم كرد و به باطل متمايل خواهيم شد. حتي اگر كماكان ما را مسلمان هم خطاب كنند، ديگر مسلمان به اسلام فاطمي نيستيم، بلكه مسلمان به اسلام سقيفهایم.»
برایمان یک سؤال کلیدی پیش آمد؛ جنگ فاطمه سلام ا... علیها با جامعهی بعد از پیامبر بر سر چه بود؟ و چه میدید که او را سوزاند، پیرش کرد و کشت؟! حسین عطوف، همهی خواندهها و تحقیقها را در این چند جمله نتیجه گیری کرد و چند خط هم برایمان روضه نوشت:
« نتیجهی کینههای طایفهای، عدم همراهی انصار، عملکرد خلفا و سکوت خواص و عوام آن شد که بعد از رحلت پيامبر (ص) حكومت ولايي كنار گذاشته شد و «خلافت» جانشين«ولايت» شد. تا آنجا كه معاويه و يزيد «اميرالمؤمنين» خطاب ميشدند و علي (ع)ملعون سخنراني منبريان و ائمه جمعه مسلمین بود و حسن (ع)«مُضِلّالمؤمنين» و حسين و اهل بیتش (ع) به دلیل عدم بیعت با حکومتِ به اصطلاح اسلامی «خارجي» خوانده شدند. فتنهها در همه حکومتها وجود دارند ولی آنچه فتنههای حکومت اسلامی را متمایز میکند «رنگ الهی و اسلامی و مکتبی» رفتن آنهاست. گاه به رنگ خلافت و جانشینی پیامبر، گاه به رنگ قرآن بر سرنیزهها، گاه به بهانه جنگ با خارجیان از دین و ورود به بهشت به بهانه کشتن حسین و اصحابش، گاه به رنگ ولیعهد کردن امام در حکومت مأمون و یا در روزگار کنونی به رنگ و نشان سادات!»
با این حساب تکلیف شبهای هیئت، فرق میکند. حرفهای منبر، روضهها، گریه کردنها و سینهزنیهایمان فرق میکند. سیاه پوشیدههای فاطمیه سرمشق جدیدی را باید بنویسند؛ «زهرا در بستر اعتراض، جان داد ولی با انقلابش، خانهی غاصبین حکومت خدا را در دهانهی آتشفشان بنا کرد و آنها را در دلهرهی لرزهها و گدازهها، بلاتکلیف گذاشت. نهضت فاطمه، 14 قرن تنور جنگ حق و باطل را گرم نگه داشته است. هر جا باطلی ظهور میکند، آتشفشان حق هم میجوشد. قیام امام حسین در کربلا تا انقلاب اسلامی روح الله، ادامههایی هستند که به این ریشهی عمیق، وصلاند. با این نگاه، گریههای زینب و خطبهی کوفهاش اعتراض با شکوه و برنامهریزی شدهای به چشم میآید. باید این فرهنگ چنان میان شیعه قوت بگیرد که به روضهها، عزاداریها، گریه کردنها و سینهزنیهایش به دید یک اعتراض نگاه کند. اعتراض به«اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک».
حالا که شیعه چادر سیاه زهرا سلام ا... علیها را پرچم مکتبش کرده، در گریه و نوحههایی که آن هم ارث فاطمه است، باید روح مبارزه را زنده نگه دارد. یعنی اشکش باید طعم احساس و نالههایش نعرهی حماسه و برائت باشد. عزاداران صدیقهی طاهره، برای حفظ اسلام، باید اشخاصی باشند که اگر همه رفتند، آنها بمانند.»
این موضوع، بانی خیری شد تا از خودمان بپرسیم: کدام فاطمه، فاطمه است؟ و زمینهای شد تا با ذکر حماسههای فاطمه، کام خودمان و خوانندهای بیرق را شیرین کنیم. راستش را بخواهید پروندهی فاطمیهی پارسال به دهان خودمان هم مزه کرد و کاری کرد که مغرور و مدیون به مادرمان، امسال هم با همین دغدغه، جرعه نوش کوثر باشیم؛ « و من الماء کل شیءٍ حی!»
محمد قاسم زاده

نشریه فرهنگی بیرق - هیئت فرهنگی عشاق الحسن (ع) ، کاشان - برای دریافت کل نشریه می توانید به بخش پیوند ها مراجعه نمائید .