امور مشترکین
تورم چهارصد در صد
*مشترکین محترمین و محترمات که الان در حال مطالعه نشریه بیرق هستید؛ لطف کنید؛ منت بگذارید؛ زحمت بکشید؛ اسم و فامیل شریفتان را برای ما پیامک کنید تا بچههای واحد مشترکین از رسیدن نشریه بدست شما مطمئن شده و در صورت نیاز پیگیریهای پستی لازم را انجام دهند.
*و اما ماجراهای شنیدنی بیرق فاطمیه:
نشریهها که رسید؛ دو ساعت بعد حمید قنبرزاده زنگ زد و گفت من چند تا نشریه دارم که صفحاتش مرتب منگنه نشده. سریع آمدم سر وقت نشریهها. دیدم ای دل غافل؛ همه نشریهها همین مشکل را دارد. از صفحه دو میرود به ده و از شش میرود به شانزده. حالا بماند اینکه بعضی از صفحات سر و ته هم بود!
با اعلام وضعیت فوق العاده توسط امور مشترکین؛ بچهها همه دور هم جمع شدند (البته تحریریهچیها نهها! اونها بالانشین هستند) و نشریهها رو از هم باز کردند، صفحاتشو مرتب کردند و دوباره دوخت زدند.
شب سوم دوباره دور هم جمع شدیدم و نشریهها را بسته بندی کردیم، برگههای آدرس رو روی پاکتها چسبوندیم و آماده کردیم برای پست.
فردای شب سوم با دل خوش و خرم نشریهها را بردیم اداره پست تا برای شما ارسال کنیم. وقتی رفتیم سر حساب و کتاب چشمتان روز بد نبیند؛ به بهانه هدفمندی یارنهها قیمت ارسال هر نشریه 5 برابر شده بود! اینها را گفتم که اگر روزی مجبور شدیم صبر کنیم و پس از چاپ هر پنج شماره، همه را یکجا برایتان پست کنیم جای گلایه نباشد!
*هندونه سرا
این سری به دلیل مشکلات مذکور به یک تریلی هندوانه نیاز داریم.
تشکر و سپاس از محمد آقای پورعسگری که شرط حضور در مراسم منگنهزنان را قرار گرفتن نامشان در هندوانه سرا با فونت 12 بولد قرار داده بودند؛ الوعده وفا! تشکر و سپاس از رضا صباغیان عزیز، مجتبی نبیل، محمد بابائی، محمد اربابی، وحید ابراهیمیان، بهنام میرزاپور، آقا جواد حوض سیری و پای ثابت هندونه بگیرها اخوان محترم ملاحسینی و سایر دوستانی که صمیمانه ما رو یاری کردند.
راستی روز شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها برای توزیع بیرق، در میدان کمال الملک غرفه داشتیم؛ و ماجراهایی بود که بدلیل پر شدن کوپنمان در این شماره؛ مجبوریم بگذاریم برای شماره بعد.
مهدی جعفری
نقد
آیا می دانید تبلیغات معکوس بهتر از تبلیغ است؟
سالها دل طلب جام جم از ما میکرد
و آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد
برادران گرانقدر، اعضای محترم هیئت تحریریه نشریه بیرق
سلام علیکم، خدا قوت
هنگام مطالعه نشریه شماره 23 صفحه 17، ستون دوم با عنوان «من یک مادرم» موضوعی ذهنم را مشغول نمود که بر حسب وظیفه و انشاءالله برای رضای خدای متعال و ایضا برادرانه به استحضار میرسانم.
نویسندهی محترم با حسن نیت میخواستند خواننده را به احساسات لطیف مادرانه سوق دهند، ضمن اینکه متذکر شوند شیعیان که در آینده نزدیک انشاءالله باید کاری بزرگ را انجام دهند از الآن باید به فکر تربیت نسل باشند تا به امید خدا موفق و سربلند از امتحان بیرون آیند اما... پردازش آخر که حواله میدهند به فیلمی خارجی!!! خیلی جای تعجب و سوال داشته و دارد که مگر ما در دین و مذهب گرانقدرمان شخصیتهای بزرگ و والا مقام کم داریم که به آن فرد متوسل شده و شاهد مثال بیاوریم؟!!
مقایسه آن فیلم یا آن فرد جفای بزرگی در حق اسطورههای مذهبی است. مادران شهدا، جانبازان، همسران و خواهران و فرزندان آنها و نیز اقشار مختلف خواهران شریف و زحمتکش دوران سالهای دفاع مقدس کم هستند که متوسل به اینگونه افراد شده، آن هم در فیلم نه در واقعیت!
حال سوال این است که آیا خواسته و صد البته ناخواسته الگوسازی و تبلیغ برای آن فیلم ننمودهاید؟ آیا خوانندهای که احتمالا آن فیلم را ندیده تشویق نمیشود که مجددا و از بعدی که طرح شده برود، فیلم را تهیه و تماشا کند؟
هیئت محترم تحریریه؛ آیا میدانید تبلیغات معکوس هم خیلی وقتها بهتر از تبلیغ است؟
خدایا چنان کن پایان کار
تو خوشنود باشی و ما رستگار
غلامحسین غلامرضا زاده

نشریه فرهنگی بیرق - هیئت فرهنگی عشاق الحسن (ع) ، کاشان - برای دریافت کل نشریه می توانید به بخش پیوند ها مراجعه نمائید .