هیچ کس نمی‌تواند منکر بشود که هیئت‌های مذهبی در شناژ بندی فرهنگ و اعتقادات افراد جامعه‌ی ما، نقش مهمی دارند. برای همین بررسی و تحلیل حضور اجتماعی روحانیِ هیئت، می‌تواند مثال زنده و خوبی برای موضوع پرونده باشد.

اگر به نحوه برگزاری مجالس در هیئت‌های قبل از انقلاب تا الان نگاهی بکنیم و پای خاطرات پدرمان یا پیرغلامان هیئت محل بنشینیم‌، همه از جمعیت‌های بیشتر از 1000 نفری پای منبر سخنران‌ها می‌گویند. اکثر مداح ها، پامنبری می‌خواندند و بهترین زمان مجلس، به سخنرانی اختصاص داشت. این همه وسیله ارتباطی هم مثل تلفن و اینترنت و... که نبود، به همین خاطر روحانی برای جواب مسئله یا شبهه‌ی هیئتی‌ها و مردم باید کنارشان می‌نشست و وقت برای‌شان می‌گذاشت. در بیشتر عکس‌های سیاه و سفید و تا خورده‌ی هیئت‌های قدیمی، حتماً یک روحانی هم در میان هیئتی‌هایی که ژست گرفته‌اند و جدی به دوربین خیره شده‌اند، می‌بینید. در حالی‌که بعضی از این عکس‌ها از سفرهای زیارتی هیئت به مشهد مقدس است و این یعنی؛ «حاج آقا» همراهی مطمئن در همه جا!

بعد از انقلاب به خاطر جنبه‌های احساسی و حماسیِ سال‌های جنگ به حضور مداح‌ها توجه بیشتری شد. برای شور آفرینی در اعزام رزمنده‌ها، برای ایجاد روحیه در جبهه و برای تسلی دادن به مردم در مجالس ترحیم شهدا، نقش مادحین در جامعه پررنگ بود. برای مثال نوارهای مداحی‌های آهنگران، کویتی‌پور و فخری را گوش کنید. اما جنگ که تمام شد، این جریان به جای اول خودش برنگشت و  مداح سالاری ادامه یافت. فضای سال‌های بعد از جنگ، دوره‌ی جدیدی بود که با جوان‌هایش تازه از راه رسیده بود و مهندسی خاص خودش را می‌طلبید. بگذریم که به اندازه‌ی این تقاضا، عرضه وجود نداشت!

جنس مدیریت روحانیت در این مقطع زمانی خیلی اهمیت داشت. آن‎قدر که امام راحل در پیامی فرمودند: «علما و روحانیون انشاءاللّه به همه ابعاد و جوانب مسئولیت خودآشنا هستند ولی از باب تذكر و تاكید عرض می‌كنم؛ امروز كه بسیاری از جوانان و اندیشمندان در فضای آزاد كشور اسلامی‌مان احساس می‌كنند كه می‌توانند اندیشه‌های خود را در موضوعات و مسائل مختلف اسلامی بیان دارند، با روی گشاده و آغوش باز حرف‌های آنان را بشنوند و اگر بیراهه می‌روند، با بیانی آكنده از محبت و دوستی راه راست اسلامی را نشان آن‌ها دهید.»

هیئت‌ها شکل می‌گیرند تا  شفاخانه‌ای باشند برای معالجه و پرورش روح مردم و دکتر این شفاخانه کسی نیست به جز روحانی‌اش. ما که بچه‌ی هیئتی هستیم و طلبه‌هایی که خودشان را برای تبلیغ دین می‌سازند باید این اهمیت را بفهمیم که برای بدن هیئت، روحانی نقش سر را دارد. یعنی جای خالی یک طلبه یا روحانی را در امنای هیئت هیچ کس نمی‌تواند پر کند. روحانی هم باید بفهمد که آسیبی که بچه‌های مذهبی و هیئتی از احساسات بی در و پیکر می‌خورند، خیلی سهمگین است. برای همین باید همیشه در دسترس باشند. ما روزگاری را می‌گذرانیم که به قول احمد عزیزی «هر کس ته استکان معرفتی دارد، عرق فروشی عرفان راه می‌اندازد» و این یعنی کار روحانیت در دیده بانی و پاسبانی از اصول و فروع دین خیلی سخت شده و چند برابر کار می طلبد ـ بهتر است بگوییم؛ جهاد می طلبدـ

شاید شما هم دیده‌اید که مداح، مسئول هیئت، میاندار و... در هیئت‌شان منبر می‌روند و اصول و مبانی آموزش می‌دهند. این زنگ خطری است که هم برای هیئتی‌ها و هم برای آقایان روحانی باید به صدا در بیاید.

«توصیه‌ای که از باب نهایت ارادت و علاقه‌ام به جوانان عرض می‌كنم این است كه در مسیر ارزش‌ها و معنویات از وجود روحانیت و علمای متعهد اسلام استفاده كنید، و هیچ‌گاه و تحت هیچ شرایطی خود را بی نیاز از هدایت و همكاری آنان ندانید.»

روحانی‌ای که برای این اتفاقات عکس العملی نداشته باشد و یا به خاطر پایین آمدن شأن و جایگاه، خودش را به این آب و آتش نزند، راهش از امام حسین جداست.

«روحانیون متعهد كشور ما باید خودشان را برای فداكاری‌های بیشتر آماده كنند، و در مواقع لزوم و ضرورت، از آبرو و اعتبار خود برای حفظ آبروی اسلام و خدمت به محرومان و پابرهنگان استفاده كنند»

اگر بیماری‌ها پیچیده و معالجه‌ها آن‌قدر ظریف شده که برای یک بیمار شورای پزشکی تشکیل می‌دهند، باید در هیئت هم شورای روحانیت داشته باشیم. یعنی جمعی از روحانیون و طلبه‌ها در کنار مسئولین هیئت بنشینند و برای جوانان هیئت‌شان هم فکری کنند تا بهترین راه حل را برای مشکلات و بحران‌ها پیدا کنند. طلبه‌ها جایی را بهتر و نقدتر از هیئت‌ها پیدا نمی‌کنند که بتوانند چیزهایی را که یاد می‌گیرند به کار ببندند و تجربه کسب کنند. از طرفی جوان هیئتی هم اگر بخواهد به کسی برای حل مشکلاتش اطمینان کند، حتماً به کسی مراجعه خواهد کرد که با او رفیق و همدم است. این فرصت و رابطه به برکت هیئت‌های اهل بیت می‌تواند خیلی زود شکل بگیرد و باید قدرش را دانست.

کار روحانی برای هیئت فقط منبر و سخنرانی نیست همانطور که کار امام جماعت فقط برگزاری نماز جماعت نیست.

بزرگترهای مجموعه‌های هیئتی باید کاری کنند که همه‌ی قشرهای هیئت، برای پرسیدن راه و چاه زندگی و نیازهای‌شان، دستشان به یکی از مبلغان دین برسد ـ هرچند می‌دانم برای پیدا کردن چنین مبلغی برای هیئت و ایجاد چنین دغدغه‌ای برای هیئتی‌ها خیلی خون دل باید خورد.

محمدقاسم زاده

(با کلیک بر روی تصویر زیر، این مطلب را دریافت نمائید.)