پاکت شده درجه اعتبار مداح!

اشاره: اول فکر می کردیم به خاطر مشکلاتی که مصاحبه های قبل مان برایش پیش آورده بود دیگر برای حرف زدن به مان پا ندهد ولی این بار هم «نه» نگفت. این یعنی محمود شریفی برای کار فرهنگی آیینی دلش می طپد. قرار مصاحبه را که گذاشتیم یادمان افتاد جایی برای مصاحبه نداریم. با هماهنگی ایشان رفتیم دفتر کار آقای مسعود نیا که اتفاقاً مداح هم هست.  بعد از کمی گفتگو با آقای شریفی، آقای مهردادیان هم که اتفاقی آمده بود سری به دوستش بزند، به جمع ما اضافه شد. فضای صمیمی و حضور رفقا باعث شد تا مصاحبه مان تبدیل به گپ خودمانی بشود و صحبت مان گل بیاندازد. مطلبی که می خوانید گلچینی از کلی خاطره وحرف های خوب آن‌روز است.

 بیرق: شما چقدر با صله، هدیه، پاکت یا هر چه که اسمش را می‌گذارند برای مداح‌ها موافق یا مخالف هستید؟ از نظر علما تا چه حدی موجه دانسته شده است؟

شریفی: در افعال شرعی 5 نوع فعل داریم: واجب، مستحب، مباح، حرام، مکروه. ثنای اهل بیت و ذکر اهل بیت مستحب است. در بحث مستحبات علما گفتند که اجرت دادن اشکال ندارد که معلوم و معین بشود؛ یعنی بگویی آقا من فلان قدر می‌گیرم نیم ساعت می‌خوانم. از نظر شرعی ایراد ندارد. اما از نظر آداب نوکری کسی که بپذیرد با اهل بیت معامله کرده، فضای نوکریش هم قیمتش خیلی می‌رود بالا و دیگر نمی‌شود رویش حساب دنیایی کرد. مثلا مداح و نوکر نیم‌ساعت در خدمت هیأت باشد ده میلیون بدهیم، یا یک میلیارد بدهیم بهش بازم حقش ادا نمی‌شود، اما از آن طرف هم کسی که مدال نوکری اهل‌بیت را دارد آیا می‌پذیرد دعوتش کنند، ده شب بیا منبر و برو، اگر بگوید پنج میلیون می‌گیرم، دو میلیون می‌گیرم یا سه میلیون می‌گیرم، هیأت که چاره‌ای ندارد باید بدهد. مداح هم از لحاظ شرعی هیچ معذوریتی ندارد که بگوید این‌قدر می‌گیرم، می‌خوانم؛ اما از لحاظ شأن نوکری، خودش شأنش را آورده پایین. 1- به خاطر نوکریش 2- به خاطر این‌که روی یک کار خدایی قیمت دنیایی می‌گذارد و این اوج بی‌حرمتی و بی‌ادبی است. ما مداح اهل‌بیت نیستیم ما مدح‌خوان و ذاکر اهل‌بیت هستیم. فقط خدا و خود اهل‌بیت هستن که مداح هستن. کلام به این تقدس و فرازمینی، قیمتش هم باید فرازمینی باشد و اگر کسی بخواهد قیمت زمینی روی این جنس فرازمینی بگذارد ظلم کرده است.

بیرق: مقصر کیست؟ بانی؟ مداح؟ هیئت؟

شریفی: من مقصر اصلی را عدم توجه ما به اخلاق در جامعه می‌دانم یعنی به مبانی اخلاقی در جامعه ما پرداخته نشده. یعنی یک نوکر، اخلاق نوکری رو نمی‌داند حالا چه نوکر، مداح باشه چه هیأتی چه بانی.

بیرق: قدیمی‌ها چطور بودند؟

شریفی: در قدیم کمتر بوده، چون زرق و برق‌های دنیایی کمتر بوده و نقش مداح هم نقش پر رنگی نبوده. درضمن روضه‌ها به وسعت الان نبوده. مثلاً بحث شهادت امام صادق و امام باقر علیهماالسلام در کل کاشان خبری نبود؛ چه برسد به شهادت و ولادت حضرت رقیه! مثلاً چه بسا نوحه‌‌خوانی که یه نوحه را 50 سال می‌خواند. یک دفترچه داشت مناسبتی که می‌شد، نوحه‌ای که کار کرده بود را می‌خواند و مردم هم سینه می‌زدند. ولی بعد از انقلاب و دفاع مقدس فضای مداحی فضای احساسی صرف شد. شعر «مرحوم خوشدل» را که می‌گوید: «بزرگ فلسفه شاه دین این است/ که مرگ سرخ به از زندگی ننگین است/ نه ظلم کن به کسی نه به زیر ظلم برو/ که این مرام حسین است و اینش آیین است» این فضای شعر این دیدگاه یا شعرهای فوأد کرمانی یا عمان که در بحث عرفان به نهایت رسانده را با شعرهای امروز مقایسه کنید! الان حتی کارهای استاد سازگار را کمرنگ کردند و در جلسات نمی‌خوانند.

مثلاً:«تا نفهمد هیچ‌کس، ناچار بازی می‌کنم/ بین این سرها بین نیزارها بازی می‌کنم/ تا نبینم بیشتر شرمندگی عمه را/ روزها با بچه‌ها بسیار بازی می‌کنم!!!» چه شرمندگی داشته حضرت زینب؟ از کی باید شرمنده باشد؟ بابت چه کاریش شرمنده باشد؟ اصلاً این مسیر، مسیر شرمندگی است؟

تازه این مثلاً خوبش بوده! از نظر ساختاری قویه. بعضی‌ها آن‌قدر شأن را آوردند پایین که مدح گم شده. بعد از جنگ ناخواسته عده‌ای غرق در این کار شدند. اما مقصر اصلی گم شدن هدف است. دنیازدگی است و رسیدن به لذت‌های دنیا به هر قیمت و لفظی.

بیرق: کمی عملی‌تر و واقعی‌تر حرف بزنیم. من می‌خواهم به این برسم که چه اتفاقی افتاده که ما به این‌جا رسیدیم؟ و مقصر کی است؟

شریفی: در یک جمله‌ی کوتاه بگم همه این ضعف‌ها به خاطر این است که شأن نوکری گم شده است. کسی که مبلغ می‌گه شأنش را در حد یک خواننده‌ی پاپ پایین آورده است که می‌گوید برای فلان کنسرت این‌قدر می‌بندم. به خاطر گم شدن اخلاق، شأن نوکری را گم کردیم. این که امام فرمود: تزکیه مقدم بر تعلیم است. کلاس‌هایی که برای مداح‌ها می‌گذارند اگر کالبد شکافیش بکنیم ته کارش شأن نوکری نیست. کسی که کلاس را شروع می‌کند می‌گوید چطوری بخوان، چطوری نخوان، شور چطور است، واحد چیست، اما بحث اخلاقی در کلاس مطرح نیست. فقط روی فن کار کرده می شود. به قول قدیمیا فوت را یاد نگرفته فقط فن یاد گرفته است. سال گذشته در محضر آقای طباطبایی امام جمعه‌ی اصفهان مطرح کردم گفتم مداح عین آخوند، حوزه‌ی علمیه می‌خواهد. یعنی الان یک مداح باید تاریخ ادیان، تاریخ اسلام، ادبیات فارسی، ادبیات عرب، علم حدیث، موسیقی و اخلاق عملی  و علمی را چند ترم پاس کند.

بیرق: وظیفه‌ی هر یک از اعضای هیأتی چیست؟

شریفی: شما حتماً قید کنید در کل کشور هیچ جا اندازه‌ی کاشان در بحث قیمت گذاری نیستند، تحقیق کنیند. مثلاً  فلان مداح را یک بانی خصوصی در منزل دعوتش کرده دلش می‌خواهد سی میلیون بدهد این فضاش فرق می‌کند. فلانی را دعوت می‌کند دلش می‌خواهد 100 میلیون بدهد به او، ولی ایشون دلیل نمی‌شود برود جای دیگر و بگوید فی من شده شبی دو میلیون. در اصفهان و یزد هستند کسانی که خودشان دل بخواهی پول می‌دهند، این همان حکایت امام صادق است که دهان ذاکر را پر جواهر می‌کند. حالا  این مجوز می‌شود که این فی‌اش بشود این‌قدر؟!

در کاشان ما متأسفانه این طی کردن‌ها علت اصلیش خود هیأتی‌ها هستند که علت اول و آخرش همین است و مداح نیست. چطوری شکل می‌گیرد؟ در هیئت به خاطر این‌که بحث اخلاقی ضعیف است و نمی‌دانیم چرا روضه می‌گیریم و چرا نوکری می‌کنیم، وقتی می‌بینیم هیأت همسایه روضه گرفته فلان مداح را دعوت کرده، کلی جمعیت هم جمع شدن ما هم می‌گوییم باید یک همچین جمعیتی را بکشیم این‌جا حالا به هر قیمتی که شده!

بیرق: یعنی رقابت؟

شریفی: بله این یعنی رقابت. به مداح زنگ می‌زنند که بیا کاشان، مداح هم می‌گوید من دهه اول فلان جا 5 میلیون طی کردم، می‌گوید بیا من ده میلیون می‌دهم و جناب مداح هم چون شأن نوکریش را گم کرده می‌آید. فقط هم در کاشان است، در جاهای دیگر به این شدت نیست. در کاشان فراگیر شده شما ببینید چند تا مداح  از بیرون آوردند؟!!

بیرق: وظیفه‌ی هیأتی‌ها در مقابل مداح  و سخنران و وظیفه‌ی مداح و سخنران در مقابل هیئتی‌ها چیست؟

شریفی: هیأتی باید در حد بضاعتش مداح رو تأمین کند، کلاه سر مداح نگذارند. مداح هم به خاطر شأن نوکری که دارد روی کارش قیمت نگذارد.

مسعودنیا: من به خاطر خادم بودنم به مشهد مشرف می‌شوم، آن‌جا خادم‌های حرم اصرار می‌کنند که سی‌دی ما را ببرید کاشان که ما را هم دعوت کنند، هر کسی رفته کاشان پولدار شده است. شبی ده الی 15 تومان می‌دهند!

شریفی: من نمی‌خواهم تبلیغ کنم که پول به مداح ندهند، می‌گویم فضای نوکری‌ها رو باید درست کرد. من جایی رفتم که دو سال بهم پول ندادند و باز هم می‌روم، کاری که هیچ مداح دیگری نمی‌کند. هیأتی هم نباید سوء استفاده کند، وقتی که مداح طی نمی‌کند هیأتی که شبی سه میلیون پول برای شام می‌دهند چقدر باید به مداح بدهند؟ا گر شام نبود مجلس اداره نمی‌شد یا اگر مداح نبود؟

بیرق: پیش آمده اگر کم داده باشند سال بعدش قبول نکرده باشید؟

شریفی: برای یکی از هیئت‌های شهر 11 شب خواندم با شب و روز اربعین و شهادت امام رضا پارسال چقدر داده باشن خوبه؟ به علاوه مجالس هفتگی‌شون؛ دو تومان دادند و من 17 ساله که می‌روم برایشان می‌خوانم.

بیرق: دلایل چک گرفتن مداح‌ها چیست؟

مهردادیان: بد قولی هیأتی‌ها. پارسال آقایی دو ماه قبلش دعوت کرده، دو روز مانده به موعد مجلس، اس‌ام‌اس داده که مجلس ما کنسل شد. حلال بفرمایید. مجلس‌های من پارسال هدر رفت و تمام برنامه‌هام به هم ریخت، بعد دیدم آقایان مداح از جای دیگر آوردند!!!

مسعودنیا: هیأتی مثلاً رفیق است می‌گوید ده شب بخوان، شب آخر که پاکت می‌گذارد دست مداح، پول بنزینش را هم ندادند و توجیه‌شان هم این است که شما که هیئت از خودتان است و... بیشتر مداح‌ها مخصوصاً جوان‌ها بیشتر در دهه اول و دوم محرم است که کارشان زیاد است و گرنه در طول سال آن‌قدر جلسه‌ای ندارند. وقت گذاشته، مطالعه کرده‌اند، آن وقت با یک رابطه‌ی دوستانه همه را حل کند برود مجبور می‌شود چک بگیرد.

بیرق: خط قرمزِ بیان کردن این واقعیت‌ها تا کجاست؟

شریفی: خط قرمز ندارد، همه چیز را بیان کنید. شما که شهامتش را دارید. این‌که خط قرمز نمی‌شه حقیقته. اگر هیأتی‌ها  اخلاص داشته باشند و دکان بازاری نداشته باشند کاشان مداح اندازه‌ی خودش دارد. الان هیئت‌های خیلی قدیمی کاشان مداح از خود کاشان آورده‌اند و اتفاقی هم نیفتاده. هیأتی‌هایی که تازه شروع به کار کردن دنبال هویت هستند سعی می‌کنند به وسیله‌ی مداح‌های چهره دیده بشوند، یعنی در پناه فلانی دیده شوند. مطرح شدن اشخاص و بعضی از پرچم‌ها و بعضی‌ها هم به خاطر مطرح شدن. رنگ سیاسی خط سیاسی جبهه‌ی سیاسی. بعضی از افراد  هم به خاطر این‌که مطرح بشوند حاضرن پول خرج کنند. تا بگوند فلانی امسال مداح آورد.

مسعودنیا: در همین کاشان در هیئتی به یکی 14 هزار تومان می‌دهند به نیت 14 معصوم، به یکی دو میلیون می‌دهند!!! یا مثلا یک هیئتی نه شب اول دعوتم کردند، گفتند 400 تومان، شب آخر فلانی را دعوت کردند 300 تومان، چون بانی دارا این‌قدر بدهد. این یعنی چی؟

بیرق: آسیب‌ها و چالش‌هایی که به خاطر این مسائل گریبان‌گیر هیأت‌ها و مداح‌ها شده، فرا روی این اتفاق چی می‌شود؟

شریفی: هیأت به مرور زمان به جایی می‌رسد که هیچ چیز اشباعش نمی‌کند بلاتشبیه می‌شود مثل یک معتادی که مدام دوز اعتیادش می‌رود بالا. هیأتی هست که 5 سال پیش فلانی و فلانی را دعوت می‌کرده و حالا کلاً پرت شده و دیگه نمی‌توانند کسی که می‌خواهند بیاروند.

بیرق: به نظرتان چطوری باید برخورد شود؟

شریفی: شورای هیات‌های مذهبی به عنوان نهادی که رسمیت دارد و کانون مداح‌ها و شاعران.

بیرق: زیرمیزی نمی‌شود؟

شریفی: چرا. مثلاً عنوان کردم هر هیأتی که مداح از بیرون می‌آورد باید مداحش را معرفی کند، به کانون مداح‌ها اگر آن‌ها تأیید کردند و فیلتر شد بیاید.

مهردادیان: فیلتر نه، فقط به عنوان پاکت، به عنوان تعهدات دینی و سیاسی.

بیرق: حالا اگر مداح این فاکتورها را داشت و باز هم فی بالا بود چی؟

شریفی: در کاشان من جایی می‌خواندم بعد از من هم یکی دیگر. بعد دیدم دو شب مداح از مازندران آوردند. دو شب از قم. آیا بعد از من یک مداح کاشانی نمی‌توانست بیاید شور بخواند؟ باید از بیرون بیاورند؟

مهردادیان: آخه مشکل این‌جاست که آقای محمود شریفی نمی‌آید به سبک اونا حسین حسین کند ولی جلسات جوان شهر این‌جوری می‌خواهند.

بیرق: جمع بندی کنیم...

شریفی: در یک کلام1- شأن نوکری گم شده 2- هیأت هدفش رو نمی‌دانا و مداح هم نمی‌داند دارد چکار می‌کند. تزکیه مقدم بر تعلیم، یعنی اگر اخلاق اسلامی تدریس شود این‌طوری نمی‌شود.

مهردادیان: باید هر طوری شده از طریق همین کانون مداحان. این کانون هفت نفر دارد البته قدیمی‌ترها معمولا نیستند و نمی‌آیند و خودشان را درگیر حاشیه‌ها نمی‌کنند.

مسعودنیا: اخلاص بین مداح و هیئتی باید دو طرفه باشد. همه سال را به یک مداح می‌گویند و مداح هم با اخلاص کار می‌کند، اما برای محرم و صفر آن مداح رو می‌گذارند کنار و از بیرون می‌آورند.

مهردادیان: الان در کاشان پاکت مداح شده درجه اعتبار هر مداح، یعنی اگه طرف برود یک جایی فلان قدر بگیرد، تازه میگویند عجب مداح خوب و قابلی! این دیگه اخلاص نیست.

محسن صفایی فرد

(با کلیک بر روی تصویر زیر، این مطلب را دریافت نمائید.)