تماشاچی نباشی!
چند کلمه درباره تلویزیون و مجلس ذکر و مناجات
محسن صفایی فرد


«الهی درماندهام از دست خویش و به مدد فیض تو محتاجم...

بی کسم و هم نفس من تویی
رو به که آرم که کس من تویی»
صدایی که هر روز ظهرها بعد از پخش اذان شبکه یک تلویزیون، پای بچگی مرا میبست و باعث میشد هربار دیرتر به مدرسه برسم، صدای گرم و گرفته «ساعد باقری» شاعر و گوینده برنامه «بر محمل نیاز» بود. تأثیر این صدا بعد از اذان ظهر هر روز چنان بود که تا امروز این چند جمله از آن در دلم مانده و گهگاه که خسته میشوم از فشار روزمرگیها و تنهاییها باز هم به آن متوسل میشوم و بارها برای خودم زمزمهاش میکنم.
***
حالا بعد از سالهای طولانی رادیو و تلویزیون در اجرای برنامههای معنوی آن قدر تجربه کرده است و تجربههایش را به مخاطبان خود چشانده است که هرکسی با تجربهای از انبوه برنامههای خوب و بد رسانه ملی خاطره دارد. از تأثیر پخش نمازهای پنجگانه در اوقات شرعی بگیرید تا تأسیس «رادیو قرآن»، «رادیو معارف» و «سیمای قرآن» که اساساً برای انتقال مستقیم معارف دینی بنا شدهاند. گذشته از خاطراتی که این برنامهها در ذهن مخاطب از خود به جا میگذارند، آیا میتوان در مورد آسیبشناسی اینگونه برنامهها نیز فکر کرد؟ شده تا به حال بعد از «پخش زنده دعای عرفه» با صدای «شیخ حسین انصاریان» از «حرم امام رضا(ع)» و حضور مجازی در آن مجلس مقدس، با خودمان فکر کنیم راستی تلویزیون چقدر برای «مسجد محلهمان» جا را تنگ کرده است؟ حسابش را بکنید... پخش زنده از حرم رضوی شنیدنیتر است یا حضور در فلان حسینیه یک روستای دور افتاده یا فلان مسجد یک شهرستان که مداح و مناجاتیاش نه سواد حاج آقای انصاریان را دارد نه مهارت اجرای او را؟ آیا این رویه «حضور مجازی» در مجالس ذکر و دعا به کاهش «حضور واقعی» در مساجد و حسینیهها منجر نخواهد شد؟
راستش من این کاهش حضور را خود به عینه دیدهام که می گویم. دیدهام خانوادههایی را که شب قدر پای تلویزیون احیا میگیرند. دیدهام دوستان هماتاقیام در خوابگاه را که حتی قید شب زنده داری در نمازخانه خوابگاه را هم زده اند و پای رادیو قرآن به سر گرفتهاند... دیگر «حضور مجازی» دارد واقعیت پیدا میکند!    
***
به دو دلیل رسانهها در ساخت و تولید برنامههای معنوی فعال میشوند. اول اینکه ممکن است بیماران، پیران و ناتوانان جسمی یا شاغلان کارهای حساس مثل آتشنشانها نتوانند در مجلس دعا و مناجات و احیا حاضر شوند؛ پس برای استفاده آنها این برنامهها تولید میشود. دیگر اینکه در نبرد سنگین رسانههای حق با باطل، لازم است تا ابعاد معنوی رسانهی حق برجسته و دعوت کننده به آن باشد. هرچه باشد یک فرق ظاهری BBC با صداوسیمای ما همین پخش زنده احیاها و دعای عرفهها و دعای ندبه صبح جمعه هاست. و اینها نه تنها آسیبی ندارد بلکه انتظار و مطالبه ما از صداوسیما نیز هست. مگر امام خمینی (ره) نگفت که صداوسیما دانشگاه عمومی است؟
***
رادیو تلویزیون، جزئی از فرهنگ هستند نه اینکه فرهنگ، کلاً رادیو تلویزیونی بشود. اتفاقاً این بخشهای زنده و واقعی فرهنگ است که بخشهای رسانهایاش را جهت و حرکت میدهد. اما وقتی فرهنگ تبدیل به یک صنعت رسانهای بشود و پای «ابررسانهها» بیاید وسط، ناچار به اجرای برنامه خواهیم شد؛ و اجرای برنامه اقتضائات خاص خودش را دارد...
***
رفته بودیم امامزاده هلال (ع) آران برای زیارت. وقت نماز شد و همگی در حیاط بزرگ امامزاده نشستیم برای ادای جماعت. اما از یک ربع، بیست دقیقه قبل از نماز مجری و انتظامات برنامهی «نماز تلویزیونی»! دائم تذکر میدادند که صاف بنشینیم؛ کنار هم بنشینیم؛ هماهنگی را موقع رکوع و سجود حفظ کنیم و... مطمئنا این تذکرات برای بهتر شدن فیلم نماز و پخش آن از تلویزیون بود نه رعایت ادب نمازگزار! چنین برنامهای، دیگر نه به قصد استفاده بیماران و پیران ساخته میشود و نه به منظور رقابت با شبکههای از خدا بی خبر. بلکه تولید میشود با استانداردها، قواعد و احکام رسانه. یک نمونه دیگر؛ رفته بودیم امامزاده علی اکبر گلزار شهدای چیذر جلسه رایت العباس حاج محمود کریمی. ظاهرا چند شبی میشد که دیگر خبری از فیلمبردارهای تلویزیون نبود و خبرها حاکی از این بود که تلویزیون پخش مجلس محمود کریمی را تحریم! کرده. اول جلسه قبل از شروع روضه حاجی شروع کرد به حرف زدن که... بله، این بار اولی نبوده که کلاهش با رسانه ای ها توی هم رفته و شاید بار آخر هم نباشد. گفت چند سال پیش هم موقع خواندن دعای کمیل در مهدیه کارگردان ضبط برنامه اومده پیش حاجی و با تاکید و قاطعیت فراوان گفته است که یک ربع الی بیست دقیقه برای پخش وقت ندارد و باید دعای کمیل را ظرف همین مدت جمعش کند! داد حاجی درآمده بود که اینقدر اینها نمی فهمند که من دعای تلویزیونی نمیخوانم. میزان ساعت دعا با دل مردم هماهنگ می شود نه با وقت پخش شبکه.
***
ابررسانهها حتی از این هم فراتر میروند و با دعوت از جمعیت فوق العاده زیاد و استفاده از ویدئو پروژکتورها و پردههای بسیار بزرگ نه فقط برنامه را به صورت کاملاً کارگردانی شده به منظور پخش مجدد ضبط میکنند بلکه همان جلسه را نیز به صورت رسانهای کارگردانی میکنند! کارگردانی جلسهای با جمعیت صدهزار نفری عملاً کار دشواری است که جز از ویدئو پروژکتورها و دوربینهای کرین برنمیآید. اینجا دیگر «حرکت دوربین» است که روی سر جمعیتی که دستهای خود را به حالت تضرع و زاری بالا آوردهاند میچرخد و با این حرکت، مردم را از دیدن تصویر خودشان در  پردههای کوچک و بزرگ به گریه میاندازد و آنها را به «حضور مجازی» در یک «روضه مجازیِ» رسانه ای میبرد. این نمونههای بزرگ را شاید امروز بیشتر در مجالس مسیحی و توسط تلویزیونهای خارجی دیده باشیم اما نوع بسیار کوچک شده  و بومی روضهخوانی و مناجات و عرض نیاز از طریق حضور مجازی را البته این روزها دیگر همه با آن آشناییم. کمکم از طریق عادت دادن مردم به شیوه حضور مجازی و مناجات رسانهای، بسیار پیش آمده است که دوستی از مکه معظمه یا حرم امام رضا علیه السلام تماس میگیرد و با گرفتن گوشی موبایل به سمت ضریح یا گنبد امام (ع)، به ما این فرصت را میدهد تا مثلاً به صورت مستقیم و زنده با امام رئوف درد دل کنیم و حاجت بخواهیم.
***
رسانهها به خصوص رادیو و تلویزیون با همه خوبیهایی که در خصوص مراسم و آیینهای معنوی دارند و یا میتوانند داشته باشند، یک عیب بزرگ نیز دارند که در جامعه ما به شدت رو به گسترش است و آن «مجازی» کردن واقعیت حضور در مجلس ذکر است. رسانه تو را به جایی میبرد که آنجا درست معلوم نیست دل ما از حرکت دوربین و کیفیت صداهای باند و انبوهی جمعیت میشکند یا به راستی دیدن فقر و دست خالی و غفلت یک عمر زندگی پرمعصیت، ما را به پای دوست می اندازد. رسانه با همه حسن هایی که دارد، میتواند حضور واقعی مردم در «مجالس محلی» را کمرونق کند و به جایش با پررنگ کردن چند جلسه خاص، «حضور مجازی» عده دیگری را به وجود آورد. به یاد بیاوریم جمله معروف مداحان دلسوخته را وسط سینهزنی که میگویند: «تماشاچی نباش!» روضه و مناجات و احیا و دعاخوانیِ رادیو تلویزیونی میتواند گاهی چنان باشد که تماشاچیها را زیاد کند و یا حتی خدای نکرده تماشاچی شدن را به عنوان الگوی یک حضور معنوی معرفی کند. در این میان باید با آگاهی هرچه بیشتر به رونق مجالس محلی و واقعیِ ذکر و مناجات کمک نمود و مواظب جذابیتهای کاذب رسانهای در مساجد و هیئات این ایام شد.